قرن_21

شعر #ناصر_مرادی
صداخوانی #نسرین_تدین
تنظیم #آرتا_رحیمی

وقتی که جهل بر سر منبر نشسته بود
وقتی یزید جای پیمبر نشسته بود

وقتی که سرو تکیه به دیوار داده باز
دیدم تبر به جای صنوبر نشسته بود

وقتی نقاب زینت چشمان هرزه شد
بر آینه غبار مصور نشسته بود

وقتی رفیق قافله سالار دزد شد
داروغه روی گرده ی داور نشسته بود

روزی که شیر بیشه به کفتار باج داد
جمشید پیش پای سکندر نشسته بود

وقتی که زاغ بال گشوده عقاب وار
صیاد در عزای کبوتر نشسته بود

قابیل باز تشنه ی خون برادرش
فرمان به روی سینه قیصر نشسته بود

ایمانمان طلیعه ی کفری عظیم شد
چون تیغ شک به پهلوی باور نشسته بود

دیگر زمین نه جای خدا بود نه بشر
وقتی که جهل بر سر منبرنشسته بود