چرا مردم سرطان میگیرند؟ چرا سیل و آتشفشان و زمين لرزه هايی اتفاق ميفته كه تمامی شهر رو نابود میکنه؟ چرا مردم بايد به سختی كار كنند ولی فقط بتونند شكم خانواده شون رو سير كنند؟

اغلب اوقات شايد سوالاتی از اين قبيل را از خود بپرسيم، ولي غالباً مايل نيستيم آگاهانه اين سوالات را بپرسيم. ما به قدری درگير مشغله های روزمره خود هستيم كه به ندرت از خودمون سوال ميكنيم چرا؟

اما بعد، يك اتفاق باعث ميشود تا از خواب غفلت بيدار شيم. براي مثال والدين ما از هم جدا ميشن يا دختر همسايه براش اتفاقی میافته، اين اتفاقات باعث ميشود تا براي مدت كوتاهی هوشيار شیم، اما پس از مدتی باز ترجيح ميديم به وضعيت اول خود برگرديم و خيلی از مسائل رو انكار كنيم.

اين وضعيت انكار تا زمانی ادامه پيدا ميكنه كه با مصيبت يا وضعيت نامتناسب ديگری روبرو شيم.

در اين موقع احتمالاً اين فكر به ذهنمون خطور ميكنه كه چيزی در اين ميان اشتباه هست و زندگی نبايد اينگونه باشه!

بنابراين چرا وقايع بد اتفاق ميافتند؟

اگر دوست دارید در این زمینه امشب باهم گپ بزنیم، پس پادکست امشب رادیوپارس رو از دست ندید…