🎧ساویتسکی فرمانده لشکر ششم با دیدن من از جا برخاست و من از زیبایی پیکر غول آسای او در شگفت شدم. برخاست و با رنگ سرخابی نیم شلوار سواری و رنگ زرشکی کج کلاه کوچک و نشان های آویخته به سینه اش چون پرچمی که دل آسمان را می درد کلبه را شکافت. بوی عطری همراه با بوی دل انگیز و چسبناک تازگی صابون از تنش بلند شد .... 

🗓🖋 در سیزدهم جولای، زادروز #آیزاک_بابل نویسنده روس تبار معاصر، شنونده داستان کوتاه #اولین_غاز_من نوشته او باشید