موزیکی بسیار خاص و بسیار طولانی (۲۱ دقیقه) ساخته شده توسط هوش مصنوعی

این آهنگ مرثیه‌ای است برای عشق‌هایی که تمام شده‌اند، اما سایه‌شان از زندگی بیرون نمی‌رود. با اینکه زمان این قطعه زیاد است اما خبری از فریادهای معمول آهنگ‌های جدایی نیست؛ دردِ این قطعه در روزمرگی‌هایِ خالی حل شده است.

There's a light still on, I don't know why
هنوز چراغی روشن مانده است، نمی‌دانم چرا

There's a glass by the sink you didn't touch
کنارِ سینک، لیوانی‌ست که به آن دست نزدی

and your jacket still hangs like you're coming back for it
و ژاکتت هنوز آویزان است، انگار که قرار است برگردی و آن را برداری

I tried to clean up, but I stopped halfway
سعی کردم همه‌چیز را جمع کنم، اما نیمه‌راه دست نگه داشتم

Some things don't leave when people walk away
بعضی چیزها، با رفتنِ آدم‌ها از بین نمی‌روند

I hear you laughing and turning key
صدای خنده‌ات را می‌شنوم و صدای چرخیدنِ کلید را

every small sound plays tricks on me
هر صدای کوچکی با خیالِ من بازی می‌کند

I swore I'd move on, I swore I'd try
قسم خورده بودم که ادامه بدهم، قسم خورده بودم که تلاش کنم

but every road just bends back inside
اما هر راهی، دوباره به درون من برمی‌گردد

We didn't break, we just went quiet
ما نشکستیم، فقط ساکت شدیم

like something fading without a fight
مثل چیزی که بی‌هیچ نبردی، آرام‌آرام محو می‌شود

You don't just disappear, you stay in everything
تو همین‌طور یک‌باره ناپدید نمی‌شوی، تو در همه‌چیز می‌مانی

in every room, every breath, every little thing
در هر اتاقی، در هر نفسی، در هر چیزِ کوچکی

You don't just disappear, you don't just go
تو فقط ناپدید نمی‌شوی، فقط نمی‌روی،

you leave a ghost in the life I used to know
تو روحی از خودت در زندگی‌ای که زمانی می‌شناختم، جا می‌گذاری

There's a space in the bed I still avoid
جای خالی‌ای در تخت هست که هنوز از آن دوری می‌کنم

like touching it would make the truth too loud
انگار اگر لمسش کنم، حقیقت بیش از حد بلند خواهد شد

I keep the nights filled with TV noise
شب‌ها را با صدای تلویزیون پُر می‌کنم

but silence always wins somehow
اما سکوت، همیشه به نحوی برنده می‌شود

Maybe love don't end in flames, maybe it just slowly rearranges
شاید عشق با شعله و آتش تمام نمی‌شود، شاید فقط آرام‌آرام تغییر شکل می‌دهد

turns into echoes, turns into, turns into something that's always there
و به پژواک بدل می‌شود، به چیزی که همیشه همان‌جاست

You don't just disappear, you stay in everything
تو همین‌طور محو نمی‌شوی، تو در همه‌چیز باقی می‌مانی

in every scar, every word I couldn't say
در هر زخم، در هر حرفی که نتوانستم بگویم

You don't just disappear, you don't just go
تو فقط ناپدید نمی‌شوی، فقط نمی‌روی

you leave a ghost in the life I used to know
تو روحی در زندگی‌ای که زمانی می‌شناختم جا می‌گذاری

and I still see you in places you'll never go
و من هنوز تو را در جاهایی می‌بینم که هرگز به آن‌ها نخواهی رفت

I found your list in the drawer Groceries
فهرستت را در کشو پیدا کردم

light bulbs, call your mom
خرید، لامپ، زنگ‌زدن به مادرت

You wrote it on a receipt
آن را پشتِ یک رسید نوشته بودی

There's a note at the bottom in smaller ink, fix the hinge on the kitchen door
پایینش با خطی ریزتر نوشته بودی: لولایِ درِ آشپزخانه را درست کن.

I never fixed that hinge for you, it still sticks when I close it
من هیچ‌وقت آن لولا را برایت درست نکردم؛ هنوز هم وقتی می‌بندمش گیر می‌کند

It makes that same soft clicking sound like something almost opening
همان صدای نرمِ تیک‌تیک را می‌دهد، مثل چیزی که انگار دارد باز می‌شود.

I keep reading your handwriting like it's telling me what to do
مدام دست‌خطت را می‌خوانم، انگار دارد به من می‌گوید چه کار کنم

I'm living off your list now, things you meant to finish
حالا با فهرستِ تو زندگی می‌کنم؛ چیزهایی که قرار بود تو تمامشان کنی

I'm checking boxes you left behind like that keeps you in it
دارم کنارِ چیزهایی که جا گذاشتی تیک می‌زنم، انگار این‌طور تو را در آن نگه می‌دارم

I'm living off your list now, that's the only way I know
حالا از روی فهرستِ تو زندگی می‌کنم؛ این تنها راهی‌ست که بلدم

You didn't leave me directions, but I'm following where you go
برایم راهنما نگذاشتی، اما من دارم دنباله‌روِ جای قدم‌های تو می‌روم

I bought the bulbs you wrote down twice
لامپ‌هایی را که نوشته بودی، دوبار خریدم

Didn't need that many lights, but I couldn't cross it off
آن‌همه چراغ لازم نداشتم، اما نتوانستم از فهرست خطش بزنم

Just once felt like doing it wasn't right
انجام‌دادنش حسِ درست‌بودن نمی‌داد

I called your mom last Tuesday, she asked if I'm doing okay
سه‌شنبهٔ پیش به مادرت زنگ زدم؛ پرسید آیا حالم خوب است؟I said yeah, I've been busy, didn't know what else to say
گفتم: آره، این روزها سرم شلوغ بوده؛ نمی‌دانستم چه چیز دیگری بگویم

I'm doing all the small things you never got to finish
تمام کارهای کوچکی که نرسیدی تمام کنی را انجام می‌دهم

I'm living off your list, though every line you made
با فهرست تو زندگی می‌کنم، با تک‌تک خط‌هایی که کشیدی

I keep it folded in my pocket like it might not fade
آن را تاخورده در جیبم نگه می‌دارم، انگار که قرار نیست محو شود

I'm living off your list now, even things I don't need
حالا با فهرست تو زندگی می‌کنم، حتی با چیزهایی که نیاز ندارم

It's the closest I can get to what you wanted from me
این نزدیک‌ترین راه است به آنچه از من می‌خواستی

You didn't say goodbye, You left me things to do
خداحافظی نکردی، چیزهایی برای انجام‌دادن برایم گذاشتی

I'm living off your list now and I don't know when it ends
حالا با فهرست تو زندگی می‌کنم و نمی‌دانم کِی تمام می‌شود

There's one line I won't cross or call you again
یک خط هست که از آن عبور نمی‌کنم، که دیگر به تو زنگ نمی‌زنم

I'm living off your list now and maybe that's enough
حالا با فهرست تو زندگی می‌کنم و شاید همین کافی باشد

to feel like I'm still with you, even when I'm not
که حس کنم هنوز با تو هستم، حتی وقتی که نیستم

I kept your voice in a broken tune, Late night echo in an empty room
صدایت را در آهنگی شکسته نگه داشتم، پژواکِ نیمه‌شب در اتاقی خالی

I saw your shadow in the morning light, I felt you leave without a fight
سایه‌ات را در نورِ صبح دیدم، حس کردم که بی‌هیچ نبردی رفتی.

My heart stayed where you used to lie Every truth turned into goodbye
قلبم همان‌جا مانده که تو می‌خوابیدی. هر حقیقتی به خداحافظی بدل شد

and I tried, but my hands too late, know I'm stuck with the weight
و تلاش کردم، اما دستانم خیلی دیر رسیدند، می‌دانم که با این سنگینی گیر افتاده‌ام

Don't let me go, don't let me go
نذار برم، نذار برم

You were my home, you were my soul
تو خانهٔ من بودی، تو جانِ من بودی

Don't let me go, don't let me go
نذار برم، نذار برم

Even when gone, you still hold on
حتی وقتی رفته‌ای، هنوز هم نگه‌ام داشته‌ای

We were better before
ما قبل‌تر بهتر بودیم

You used to call me just to talk, no reason, no excuse
قبلاً فقط برای حرف‌زدن زنگ می‌زدی، بی‌هیچ دلیل و بهانه‌ای

would stay up way too late saying things we never used
و خیلی دیر بیدار می‌ماندیم و حرف‌هایی می‌زدیم که قبلاً نگفته بودیم

There was no name for what we were that made it feel more real
برای آنچه میانِ ما بود اسمی نبود که آن را واقعی‌تر کند

nothing to lose, nothing to prove, just something we could feel
هیچ چیزی برای از دست دادن نبود، هیچ چیزی برای ثابت کردن نبود؛ فقط چیزی بود که حس می‌شد

We were better before we tried, before we said what this was called
ما قبل از تلاش‌کردن بهتر بودیم، قبل از اینکه بگوییم اسمِ این چیست

We didn't lose what we had, we lost it when we named it
ما آنچه داشتیم را از دست ندادیم؛ وقتی برایش اسم گذاشتیم، از دستش دادیم

I only miss you when I'm okay
من فقط وقتی حالم خوب است به تو فکر می‌کنم

I only miss you when I'm fine, when I'm okay, when I feel light
من فقط وقتی دلم برایت تنگ می‌شود که حالم خوب است، وقتی روبه‌راهم، وقتی احساس سبکی می‌کنم

It's when it cuts me out of nowhere, you're not here in my life
وقتی ناگهان مثل ضربه‌ای از راه می‌رسد که تو در این زندگی نیستی

We still sit here, same couch, same side
هنوز اینجا می‌نشینیم، همان کاناپه، همان سمت

You tuck your feet under mine
تو پاهایت را زیر پاهای من جمع می‌کنی

There's nothing wrong, that's the problem
هیچ‌چیز اشتباه نیست؛ و مشکل همین است

I don't know where to start, where's still us, but something's gone
نمی‌دانم از کجا شروع کنم؛ هنوز «ما» هستیم، اما چیزی گم شده است

We're still us, this what scares me, nothing broke, nothing changed
هنوز «ما» هستیم، این چیزی‌ست که مرا می‌ترساند، چیزی نشکسته، چیزی عوض نشده،

we're still us on the surface, but it's not the same
ظاهراً هنوز «ما» هستیم، اما دیگر مثل قبل نیست

Nothing's wrong, why does it feel over?
هیچ‌چیز اشتباه نیست، پس چرا حس می‌کنم همه‌چیز تمام شده است؟

We're still us, something's gone, and I don't know when it left
هنوز «ما» هستیم، اما چیزی گم شده و نمی‌دانم کِی رفت