Did I leave too soon? Did I miss your fall?
آیا خیلی زود رفتم؟ آیا فروپاشیِ تو را از دست دادم؟

Should I hold the blame or feel nothing at all?
آیا باید بارِ گناه را به دوش بکشم، یا اصلاً هیچ حسی نداشته باشم؟

I felt the shift before the night turned cold
من دگرگونی را حس کردم، پیش از آن‌که شب سرد شود

And still I walked away, let the story fold
و با این‌همه، دور شدم و گذاشتم قصه در خود فروبپیچد

I took what I could from the stars above
از ستارگان بالا، هرچه می‌توانستم برگرفتم

Rapt your name in a reckless love
و نام تو را در عشقی بی‌پروا، در آغوشِ خود پیچیدم

It may be over but it don't feel gone
شاید همه‌چیز تمام شده باشد، اما هنوز حسِ رفتن ندارد

I'm still right here, holding on
من هنوز همین‌جا هستم، و هنوز رها نمی‌کنم

You moved my heart, changed my way
تو دل من را تکان دادی و مسیرم را تغییر دادی

Turned my darkness into something that stayed
و تاریکی من را به چیزی بدل کردی که در من ماندگار شد

Love ran blind, I knew it then
عشق کورکورانه پیش رفت، و من همان لحظه این را می‌دانستم

Still I gave you everything I had within
با این‌حال، هرچه در درون داشتم به تو بخشیدم

I traced your skin, I learned your breath
خطوطِ تنت را لمس کردم و نفس‌هایت را شناختم

Felt your silence and your unrest
سکوتت را حس کردم و بی‌قراری‌ات را نیز

I knew your smile, I knew your feels
لبخندت را می‌شناختم و حس‌هایت را نیز

Now they echo through the years
و اکنون همهٔ آن‌ها در سال‌ها طنین می‌اندازند

Farewell my only, farewell my flame
خداحافظ ای تنهایم، خداحافظ ای شعلهٔ من

You were the fire running through my veins
تو آتشی بودی که در رگ‌هایم جریان داشت

Farewell my only, farewell my truth
خداحافظ ای تنهایم، خداحافظ ای حقیقتِ من

You were the reason I believed in you
تو دلیلی بودی که باعث شد به تو ایمان بیاورم

I'm still dreaming, I still rise
من هنوز رؤیا می‌بینم، هنوز از نو برمی‌خیزم

With your shadow in my skies
با سایهٔ تو در آسمان‌هایم

If you leave, don't lose my name
اگر می‌روی، نام مرا فراموش نکن

What we had still burns the same
آنچه میان ما بود هنوز همان‌گونه می‌سوزد

I saw your tears, I felt your grace
اشک‌هایت را دیدم و لطف و شکوهت را حس کردم

Held your nights in my embrace
شب‌هایت را در آغوشم نگاه داشتم

I would've stayed through every scar
من تا پای هر زخم می‌ماندم

Walked beside you where you are
و هرجا که بودی کنارت قدم می‌زدم

I know your storms, you know my scars
من طوفان‌هایت را می‌شناسم، تو هم زخم‌های مرا می‌شناسی

We survived just being who we are
ما فقط با همان‌که بودیم زنده ماندیم و دوام آوردیم

And I loved you, that stays true
و من دوستت داشتم و این حقیقت همچنان پابرجاست

Breathing fades when I lose you
وقتی تو را از دست بدهم، نفس کشیدن رنگ می‌بازد

Farewell my only, farewell my flame
خداحافظ ای تنهایم، خداحافظ ای شعلهٔ من

You were the fire that I couldn't tame
تو آتشی بودی که نتوانستم رامش کنم

Farewell my only, farewell my truth
خداحافظ ای تنهایم، خداحافظ ای حقیقت من

You were the center of everything I knew
تو مرکز تمام آن چیزی بودی که می‌شناختم

I still feel you in the dreams I keep
هنوز تو را در خواب‌هایی که حفظ کرده‌ام حس می‌کنم

Still say your name before I sleep
و هنوز پیش از خواب نامت را زمزمه می‌کنم

One day, I'll lay this heart to rest
روزی خواهد رسید که این دل را به آرامش بسپارم

When silence answers what's left
آن‌گاه که سکوت، پاسخِ آنچه باقی مانده را بدهد

I'm so empty
من چنان تهی‌ام

So empty
چنان تهی

So hollow
چنان توخالی

My heart keeps calling
دلِ من هنوز صدا می‌زند

But there's no tomorrow
اما فردایی در کار نیست