راننده تاکسی دستم را گرفت ((حسین آقا سلام. به یِروان خوش اومدید. حسین آقا کدوم هتل میرید؟ من میرسونمتون)) . اینها را با لهجهی قشنگ ارمنی و زبان فارسی می گفت. گفتم هتل ماریوت. دستگیرهی چمدان را گرفت و به سمت ماشینش راه افتاد.
با خودم فکر کردم ((چه قشنگ فارسی حرف میزنه. اما ما که باید منتظر ترانسفرِ تور باشیم پس چرا تاکسی گرفتیم؟! راستی من که حسین آقا نیستم!))
مردم ارمنستان مردمی ساده و بی آلایش هستند، این را از همان ابتدای سفر متوجه شدم. چند باری من را "حسین آقا" صدا کردند که حتما این مسئله برای ابراز دوستی بود و شاید هم به صورت پیش فرض اسم مردان ایرانی را حسین می دانستند!
گوینده :روزبه شهنواز
لینک به سفرنامه متنی
ورود به بخش سفرنامه های لست سکند