خرم آن بقعه که آرامگه یار آن جاست راحت جان و شفای دل بیمار آن جاست من در این جای همین صورت بی جانم و بس دلم آن جاست که آن دلبر عیار آن جاست
درد دل پیش که گویم غم دل با که خورم روم آن جا که مرا محرم اسرار آن جاست
سعدی این منزل ویران چه کنی جای تو نیست رخت بربند که منزلگه احرار آن جاست