برای پنجشنبه تو در تهران (Ahmadreza Ahmadi,Jacob ,Amir Collage) صورت من كو؟ احمدرضا احمدی
اتاق فرسوده است آینده کدر شد صورت من کو ؟ من با این صورت عاشق شدم امتحان دادم قبول شدم ساز شنیدم دشنام دادم دشنام شنیدم گرسنه شدم باران خوردم سیر شدم رنگ شناختم رنگ باختم سفید شدم خوابیدم بیدارشدم مادرم را صدا کردم تو را صدا کردم جواب دادم خواب رفتم عینک زدم سفر رفتم غم داشتم ماندم آمدم در اینه نگاه کردم سفر رفتم گلدان را آب دادم ماهی را نان دادم می دانستم صورت من صورت توست سه دقیقه مانده به ساعت چهار آینه کدر شد هراس ندارم آهسته در باز شد زنی در آستانه ی در نشست آینه کدورت داشت به صورتم نگاه کرد می خواست خودش را در آینه ببیند مرا باور کرد مرا صدا کرد می خواستم از دور کسی مرا ببیند تا برای دیگران بگوید تا کدر شدن آینه من لبخند داشتم زن ساکت زن صبور با سکوت ابریشمی از طلوع صبح از فنجان قهوه برمیخاست آماده بودم در صبح برای ریختن باران در لیوان گریه کنم از شما هراس ندارم که به من تو بگویید فقط صورتم را به دیگران بگویید که لبخند داشت لبم سفیدی بود باغ ندارم خانه ندارم رویا ندارم خواب دارم عشق دارم نان دارم اطلسی دارم حافظه دارم خستگی دارم سردی دارم گرمی دارم مادر دارم قلب دارم دوست دارم