فرض كنيد مي خواهيم به كوهنوردي برويم. چه كفشي را انتخاب خواهيم كرد؟ طبيعي است كه كفش كوه يا به هرحال كفشي كه براي كوهنوردي مناسب باشد. براي اينكه بتوانيم از صخره ها بهتر، راحت تر، مطمئن تر و با تعادل زيادتر بالا برويم، احتياج به كفشي داريم كه انطباق، برابري، همسنگي و هماهنگي بيشتري با محيط كوه داشته باشد؛ يا به عبارت ديگر، رابطه محكمتري بين ما و محيط برقرار كند، رابطه يي كه حتي المقدور ضعيف و متزلزل نباشد….
حدود 4 ميليارد سال پيش، زمين ِما، سياره یی بود كه جو آن، حاوي گازهاي متان، آمونياك، هيدروژن، گاز كربنيك و بخار آب بود. تابش خورشيد بر اين تركيب مولكولي، پرتوهاي فرا بنفش مي تابيد. به مرور پرتو فرا بنفش باعث شد اين مولكولها شكسته، سپس با هم تركيب گردند. عناصري كه از اين تركيب پديدار شدند، نخستين مولكولهاي »آلي« را خلق كردند. اين فرايند در نقطه یی، اسيدهاي آمينه را پديد آورد . نگاه مولكولهاي آلي، در يك دورة طولاني همراه با رگبار بارانِ ناشي از تراكم بخار آب، بر اقيانوسها فرو ريختند و در آنجا محافظت شدند. مولكولهاي اسيد آمينه، طلايه داران پديدار شدن »دي.ان.اي« -عامل وراثت- گشتند. بدين ترتيب، طي فرايندي از دنياي بي جان، نخستين قطراتي پديدار شدند كه مشخصة موجودات زنده را دارا بودند….
از اين به بعد، آنهايي كه تطابق بيشتري دارند، صالح تر و شايسته تر بوده و بيشتر مي توانند از خود دفاع كرده، خودشان را نگه دارند و با شرايط منطبق شوند؛ آنها حفظ مي شوند و باقي مي مانند، و بقيه از دور خارج مي شوند. كارآمدترين و لايق ترين آنها براي آينده باقي مي مانند. اينجا چون كلماتي كه به كار مي بريم، هر كدام معني خاص خود را دارند، باز بايد توضيح بدهم كه وقتي مي گوييم »آنهايي كه خود را با شرايط تطبيق مي دهند«، منظورمان به رنگ روز در آمدن يا فرصت طلبي و... نيست؛ منظورمان اين است كه مي توانند »گليم خود را از آب بيرون بكشند«. خلاصه مي توانند بر شرايط مسلط شوند و نگذارند عوامل مختلف آنها را نابود كند....