فصل سوم: طيف روشهاي انحرافي
آيا تعقّل، جمعبندي و بهكارانداختن قدرت فكر و استدلال، چيز زيانبار و بدي
است؟ نه! مگر ما به آن احتياج نداريم؟
وقتي ما صحبت از عقليگري يا عقلانيگري محض ميكنيم يعني بهاندادن يا كم بهادادن به نقش عينيات، محسوسات، تجربه، عمل.
خلاصه «عين » و چيز خارج از ذهن. يعني نقش عقل و منطق را مطلق كردن،
كه گويا نيازي به تجربه و علم و عينيت و واقعيتها نداريم.
افلاطون، دومين فيلسوف كلاسيك يونان و شاگرد سقراط بود.
سقراط جام شوكران را سر كشيد و درگذشت.
افلاطون، شاهد مرگ استاد بود.
افلاطون مدرسه اي بنيان گذاشت. و به ياد پهلوان افسانه اي يونان،
آكادموس، نام مدرسه را «آكادميا » گذاشت.
نام «آكادمي » از همان زمان تا به امروز باقي مانده است.
در اين مدرسه بود كه افلاطون، به اين باور رسيد كه:
جهان ما، جهان سايه هاست.
.... استدلال ديگري در يونان باستان بود كه مطابق آن، خدا را اثبات كرده و
ميگفتند: «هر جنبنده يي، جنباننده يي دارد.
خيلي خوب، هر چيزي كه ميجنبد،
يكي آن را ميجنباند…..