Words: FadaeiMusic: Mahdyarخاکیه بیشتر رامونشعرامونو می‌شنوه بارونروزامون می‌گذره آرومبرعکس شبا که می‌شکنه قانونآسفالتو از کف کوچه می‌کنه پامونبا گوجه قرمز نشده این سر چاقومی‌کده رو ترجیح می‌دم به مسجد و کلیسا چشامون همیشه کاسه‌ی خون خیلی وقته کشیده‌س ضامنمونتازه فهمیدم از زندگی چی می‌خواموقتی مشتو کوبیدم تو فک ناظممونصخره تعریف می‌کرد واسه لاک‌پشتای ساحلیصد تا طوفان اومد و رفت و ما هنوز سالمیمخراب می‌شه قلعه‌ی ماسه‌ای به سادگیسیل خشونت مردمو بگیر به فال نیکته کشیده باتری ساعت قلباکسی نمی‌بینه رقص بادو با چین دامن دریامیدون خلوته مثل آخر جنگابی‌کسی اژدها می‌سازه از آدم تنهاجا پامون کف شهرعزرائیل دم درخم نمی‌شه سر سروایران خدافظسایه‌ها گم می‌شن تو تن شبنقطه رو ما می‌ذاریم ته خطایران خدافظمار نفرت می‌شمره با سرانگشتخیالی نی، کنار مشک درویش یه استکان تنفربارش آتیشه شعرام، سقفشون می‌سوزهچهل ستونشون می‌لرزه حتی با یه تلنگرتو گوش سر بریده می‌خونن سوره‌ی حمدسکه‌ی خیرو می‌ندازن تو کوزه‌ی شرما رو بسپار به تاریکی طبیعت درختا دستاشونو می‌ذارن رو شونه‌ی همغریبه، کوچه با شهر، دریا با جزیرهسر نیزه با قلبای دریده، روح آدم کویره بارون نمی‌باره انگار یکی ابرا رو خریدهسنگ مفته، خرابه حال شیشهآزادی می‌بینه خواب میلهآوار خشت می‌باره‌ رو دل خوشتساچمه می‌خوره مردم هـ دوچشمدوباره یه مادر، یه قاب دیگهجا پامون کف شهرعزرائیل دم درخم نمی‌شه سر سروایران خدافظسایه‌ها گم می‌شن تو تن شبنقطه رو ما می‌ذاریم ته خطایران خدافظایستادگی دین و قانون ماست نه چونه به سینه می‌خوره، نه زانو به خاکمنتظر همه‌تونم با آغوش باز، ما بی‌شماریمکیرم تو جمهوری‌اسلامیتان، کیرم تو ناموستاندر بیتو می‌کنه سیل جمعیتتو بیسیما می‌گن بده وضعیتشنیدیم با خشونت حل نمی‌شه قضیه ولی گوشمون جا نداره دیگه واسه نصیحتوحشیه ذات طبیعتاز اون آبادی مونده یه کویر محضولی امید همیشه هستمثل نور تو سیانور، مثل گل توی گلولهعجیبه نه؟ خشم ما مذابه تو دل زمین سردبیتامون سنگه، اعتقاد شیشهکتابا خشابه، قصه‌ها تیرهسقوط، انتقام، خیزشمیز قاضی گر می‌گیره، آتیشمون روشنه زنده باد ایذهجا پامون کف شهرعزرائیل دم درخم نمی‌شه سر سروایران خدافظسایه‌ها گم می‌شن تو تن شبنقطه رو ما می‌ذاریم ته خطایران خدافظ