Words: FadaeiMusic: Mahdyarفهمیدم کافرم وقتی خواهر دوقلوم مرده بیرون اومد از شیکم مادرمخونو پاک میکردن از رو تن لاغرمرو مهتابی بیمارستان جون میداد شاپرکآسمون تاریک، پایین شهر پاریساتاقمون کوچیکتر از ماتیزلالایی میخوند برامون آژیراولین نقاشیای که دیدمخونی بود که رو کاغذدیواریای خونه پاچیدوقتی بابا مست میرسید از کازینو نیمهشبدندونای مامان فرو میرفت تو سیب تلخصورت زمین ترک میخوره زیر برفجای غذا بوی طلاق میپیچید از زیر درحالمون تلختر بود از قهوهی بیشکربعضی وقتا کاری نمیشه کرد ولی میشه رفتآخرین تصویری که یادمه از پاریسدو تا کفش دست همو گرفتن رو سیم برقیه پامون تهران، یه پامون پاریستو فصلای کتاب من تکراریه پاییزیه گوشم اخطار، یه گوشم آژیردلمون روشنه، چشمون تاریکبچه بودم چرخ طیاره خورد کف تهرانانگار پشت سرم بسته میشد در زندانمادر یه شهر غرق میشد تو غم چشماشتو پیروزی قمه میخورد کف سر شیطانمن و انبوهی راز و کمروییام و بابایی که نبود یواشکی کنم دست تو جیباشجای قاب عکسی که رفته بود از رو دیوارسراغشو میگرفت آینه از شمعدونیادیر میرسیدیم همیشه سر کلاس درساون موقع گوشیم نبود، همراهمون سلاح سردشبا آفتاب میمرد و سیاه میشد لباس شهرجمع میشدیم دم خونهآجری پلاک دهمچ دستمو میکرد ساعت من اعداممیگفت الانم واسه رفتن دیر شده نمونآخرین تصویری که یادمه از تهرانآزادی بود که هیچ موقع نبودیه پامون تهران، یه پامون پاریستو فصلای کتاب من تکراریه پاییزیه گوشم اخطار، یه گوشم آژیردلمون روشنه، چشمون تاریکهنو نشده بود سن بلوغم ردسر کوچه وایمیستادیم تو رو سرهنگهمیشه چَک سنگینو میخوری از اونایی که فرودستنمنم مثل تونی مونتانا بازیو از رستوران شروع کردمجرم ما بیشتر بود از پلههای ایفلناپدریم حبس بود و چش ما به میلهمامورا مصادره کردن کل زندگیمونومیکشه جهنمو اژدها به سینهواسه رویاهات از استخونات نردبون بسازما حتی جلو خدا نشد دستمون درازسرده روح ما مثل قلب کوسههامیکُشیمت حتی باشه حقمون قصاصزخمای رو تنم آخر داستانمون نی تازه داره پخش میشه کارتای رو میزاولین تصویری که یادمه از مهدیاریه کیبورد مشکی بود و باندای خونییه پامون تهران، یه پامون پاریستو فصلای کتاب من تکراریه پاییزیه گوشم مهدیار، یه گوشم آژیردلمون روشنه، چشمون تاریک