Words: FadaeiMusic: Mahdyarمیگذری ساده مثل باد از کویربغض کنی لبریز میشن چشمهها از زمینمسافر سینهت بودن قصهها از قدیممن از تو قد کشیدم، اژدها از حریقمثل بارونی، نمیشی از ترانه جداخوشبوتره عطر تنت از تمام گلامشتی یادمون نرفته زحمتای شماسبزه چشات مثل جنگلای شمالگوشم پر بود، رد نمیشد هوا از افکارمزخمی بودم تو میشدی شبا پرستارماین بیتو قربونی میکنم زیر پاهاتکه همیشه دور بمونه بلا ازت مادرمن اونم که ته خزونمقبلهی کل عالم تویی، کعبه بهونهسبا تو شعر میشه تو آسمون پر کبوترقشنگی انگار برگای پاییز تن زمونهسمادر، پناه آخرتا تو بیدار نشی وا نمیشه چشم صبحتو ماه روشنی تو شبای تارمدنیا رو گشتم ندیدم رفیقی مثل توتنهایی پروانه رو دیده نور چراغبوی محبوبهی شب میده کوچهی ماوقتی دل آسمون میگرفت بعضی شباسبابهت رو میذاشتی زیر گونهی ماهبی تو نمیرسن حتی لحظهها به فردامقدسه سکوتی که هستش لای حرفاتآب میشه تو نگاهت رد پای سرمارودخونه تو رگای دستت داره جریانتعریف نمیشی تو حتی با اینهمه مثالخاطره نگه میداره آینه از نگاتمهم نی آینده تاریک باشه چقدربا تو روشنه همیشه فالی که دست ماستزیبایی مثل خزربزرگ و بیکرانی مثل آسمونی که آبیه همهشما کف پاسگاه بودیم و تو پی سندمنو ببخش اگه افتادم تو بازی غلطمادر، پناه آخرتا تو بیدار نشی وا نمیشه چشم صبحتو ماه روشنی تو شبای تارمدنیا رو گشتم ندیدم رفیقی مثل تو