هر قدر که تجربه شائول ناموفق بود ، پادشاهی داود برعکس قرین موفقیت شد . حضرت داود ( ع ) قبل از پادشاهی نیز در جریان نبردی مهم با یکی از سرداران قدرتمند « فیلیسطینی » به نام گولایت ( جالوت ) ، توانسته بود او را شکست داده و از بین ببرد . پیروزی داود در آن نبرد نام او را بسیار پرآوازه نموده بود بنابراین انتخاب وی از سوی ساموئل و داوران یا بزرگان اقوام بنی اسرائیل امری به دور از انتظار نبود . نخستین اقدام داود متحد ساختن قبایل ، قدرت های محلی و کم و بیش برچیدن نظام فدراتیو ۱۲ قبیله بود . او به تدریج توانست نیروی قدرتمندی گرد آورد و تهدید فیلیسطینی ها را با یک سری نبردهای منظم به طور کامل از میان بردارد . اقدام بعدی وی در متحد ساختن دو بخش اصلی کنعان در شمال و جنوب بود . از زمان ترک صحرای سینا و بازگشت به کنعان و در طی دو قرن نظام فدراتیو ۱۲ قبیله به زعامت داوران ، کنعان به صورت غیر رسمی به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود . بخش جنوبی که بیشتر محل تمرکز سه تا از قبایل بود شامل بخش های جنوبی فلسطین امروزی از جمله بیت المقدس می شود . بخش شمالی که عمدتا محل استوار و قبیله دیگر بود شامل مناطق شمالی فلسطین امروزی می شد به همراه بخش هایی از لبنان و سوریه . اما چرا حضرت داود اینقدر در تاریخ یهودیت معروف است ؟ به نظر می رسد پاسخ این پرسش در ورای صرف فتوحات نظامی او قرار می گیرد . این درست است که حضرت داود ( ع ) تمام قدرت های داخلی و تهدیدات نظامی سایر اقوام دیگر را مرتفع نمود و برای نخستین بار و في الواقع آخرین بار در تاریخ یهود یک کشور یهودی به وجود آورد ، اما برای درک جایگاه رفیع موقعیت بی همتای حضرت داود در تاریخ یهودیت می بایستی به دلایل و دستاوردهای دیگر وی ...