آیا تسنن و تشیع را از منظر نظریه‌ی سیاسی مستتر در آن‌ها می‌توان مقایسه کرد؟ اگر می‌توان، نتایج چیست؟ اصل امامت در شیعه و نوع رابطه‌ی دیانت و سیاست در تسنن هر یک از این دو مذهب را به کدام سو برده است؟