تو را به جای تمام زنانی که نشناختهام دوست میدارم..
شعر تو را دوست میدرم از پل الوار...
کتاب آینههای در دار رمانیست زیبا از هوشنگ گلشیری. داستان نویسندهای که کشور به کشور اروپا را میگردد و با عشق قدیمیاش رو به رو میشود. به زبان شاعرانهی گلشیری سفر کنید و داستان را زندگی کنید. و کاستیها رابخاطر سخت بودن و بار اول بودن نبینید:) راستی پادکست آینههای در دار کانالی جداگانه در castbox به نام خودش دارد.
داستان سقوط آزاد نوشتهی من هست که حدود ۴ سال پیش نوشتم و به تازگی در مجلهی بارثاوا، در شمارهی نوروزیاش چاپ شده. امیدوارم بشنوید و لذت ببرید.
'' از جسدی که روی زمین نبود خونی نمیآمد اما همه خون سیاه رنگ را میدیدند...''
مارسلا! حالتی میان اشک، میان فریادهای نتدوام و متوقف نشدن دارم، حالتی چون خستگی کوفتهای که نشسته است بر تنم...
شعری از نادر نادرپور از کتاب شام بازپسین از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ من مهلا هستم و به این شنیدن این شعر بینظیر دعوتتون میکنم.