لطفا به پیج ما در اینستاگرام هم سربزنید و با لایک کردن از ما حمایت کنید.
@shahcast
باتشکر
بعداز اینکه رستم پادشاه مازندران را اسیر کرد و تحویل کاووس داد ، پادشاه ایران به فکر افتاد که از حاکمان منطقه باج و خراج بگیرد و
در این بخش می شنویم که رستم بعداز کشتن دیو سپید با خون جگر او بینایی چشمان شاه و همراهان را باز می گرداند و حال ادامه ی داستان ...
در این بخش می شنویم که رستم با زن جادوگر رو به رو می شود و به رازش پی می برده و او را به دو نیم می کند و در خوانهای بعدی به نبرد با اولا ، ارژنگ دیو و دیو سپید می پردازد و ...
در این بخش می شنویم که کاووس بسوی مازندران لشکر کشی می کند و به جادوی دیو سپید نابینا و در بند دیوان گرفتار می شود و خبر به گوش زال می رسد و ...
در این بخش می شنویم که بعد از مرگ کیقباد،پسرش کیکاووس بر تخت شاهی می نشیند . او که پادشاهی کم خرد است ،هوس حمله به مازندران می کند و …
در این بخش می شنوید که چگونه رستم رخش را انتخاب می کند و زال به او ماموریت می دهد که کیقباد را از البرز کوه بیاورد …
پخشکننده صوت
در این بخش می شنوید که اغریرث به دست افراسیاب کشته می شود . از سوی دیگر زال از نوادگان فریدون مردی سالخورده به نام زوتهماسب را بر تخت شاهی می نشاند و …
در این بخش می شنویم که زال پس از دریافت پیام مهراب شتابان به زابل باز می گردد و سپاه تورانیان را شکست می هده . این خبر به گوش افراسیاب می رسد و ادامه داستان
در این قسمت می شنوید که نوذر و افراسیاب در جنگ با هم روبه رو می شوند و نوذر شکست می خورد و همراه یارانش به دژ دهستان پناه می برد . افراسیاب که قادر به گشودن دژ نمی باشد ، تصمیم ناجوانمردانه ای می گیرد …
بعداز مرگ منوچهر پسرش نوذر بر تخت شاهی می نشیند . نوذر برخلاف پدر برای گسترش عدالت و آبادی کشور تلاشی نمی کند و حالا ادامه داستان …
در این قسمت می شنویم که زال توانست رضایت منوچهر شاه را جلب نموده و به همراه سام به کابل رفت و حالا ادامه ی داستان
در این قسمت می شنویم که زال با نامه ی پدرش سام ، نزد منوچهر شاه می رود و تلاش می کند که رضایت شاه را جلب نماید و حالا ادامه ی داستان
در این قسمت می شنودی که زال به پدرش سام نامه می نویسد و خبر عشق زال و رودابه به گوش منوچهر شاه هم میرسد و …
در این قسمت می شنویم که زال در سفری به کابل وصف رودابه ، دختر شاه کابل را می شنود و دلباخته ی او می شود و ادامه ی داستان
در قسمت یازدهم می شنوید که خداوند به سام فرزندی سپید مو می دهد . او نوزاد را در البرز کوه رها می کند ، سیمرغ او را به لانه می برد و ادامه ی داستان
در این قسمت منوچهر بعداز کشتن تور به سراغ سلم می رود، او که توان رو به رو شدن با منوچهر را ندارد به سوی دژ محکمی که در دریا برای خود ساخته ، می گریزد. منوچهر به دنبال او می رود و ادامه ی داستان
در این قسمت نوه ی ایرج به نام منوچهر متولد و در کاخ فریدون بزرگ می شود تا انتقام ایرج را از سلم و تور بگیرد
در این قسمت فریدون حکومت را بین سه فرزند خود تقسیم می کند و پادشاهی ایران به ایرج میرسد . برادران به او حسادت می کنند و ادامه ماجرا
درقسمت هفتممی شنویم که فریدون بعداز به بند کشیدن ضحاک در کوه دماوند به تخت شاهی می نشیند و با دختران جمشید ازدواج می کنند و
در قسمت ششم می شنویم که فریدون با فر جمشید متولد می شود هم چنین کاوه آهنگر برای داد خواهی به نزد ضحاک می رود و طومار دادگر بودن ضحاک را پاره می کند و ادامه داستان …
در قسمت پنجم، ضحاک بعد از کشتن جمشید بر تخت شاهی می نشیند و از جای بوسه های ابلیس برشانه هایش دو مار سیاه می روید و ادامه ی داستان
بعد از طهمورث جمشید به پادشاهی می رسد و با عدل و داد با مردم رفتار می کند تا اینکه ....
دراولین قسمت داستان های شاهنامه فردوسی با پادشاهی هوشنگ آغاز می کند. و او را اولین پادشاه ایران زمین معرفی می کند