Radiofang: Recent Episodes

Radiofang

Podcast by Radiofang

View Details

«حالا من که دیگر صدایم دارد یواش‌یواش ضعیف و خاموش می‌شود، صداهای جوان‌تر و نیرومندتر این مجموعه را می‌گیرند و می‌روند جلو ... » شماره نهم رادیوفنگ با این صدا به پایان می‌رسد. صدای فریبرز رئیس‌دانا که بی‌لکنت از بدیلش برای جهان می‌گوید. صدای او امروز ۲۶ اسفند ۹۸ برای همیشه خاموش شد.

View Details

این گوش‌خراش‌ترین برنامه رادیوفنگ است. در این شماره ما از میان پارازیت‌ها می‌آییم و بر تکراری، رمانتیک و بی‌فایده بودن خویش صحه می‌گذاریم. از گوش کردن به گزارش‌های لحظه به لحظه افتخارات ملی می‌گوییم. در همین حین صدایمان زیر آنونس اخبار گم می‌شود. چرا که همیشه خبرهای مهمتری هم وجود دارند. از اعماق حضیض دغدغه‌هایمان را با صدایی خفه فریاد می‌کنیم. بعد با مردم به صدر می‌رویم و دوباره پایین می‌آییم به جایی که میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی. به صدای میرغضبی گوش می‌دهیم، بعد بیانیه‌هایی می‌خوانیم و حمایت‌هایی می‌کنیم. در آخر با درد در استخوانمان آرزو می‌کنیم که «ای کاش می‌توانستیم».

فراموش نکنیدکه «پیچ رادیو دست شماست» و خوشحالیم که فقط نمی‌شنوید.

View Details

این غبارآلودترین شماره­‌ی رادیوفنگ است. در این شماره، از دره­‌های پیچ پیچ زاگرس می­‌گذریم و در دشت خوزستان، داستان تلخ یک شهر را با زمین­‌هایی سوخته روایت می­‌کنیم. از خاطرات شیشه‌های لرزان و ترس­‌های بچگی و عاشق­‌هایی که از بالای پل پرواز می­‌کردند. از شهر، که شاهرگ قلبش گرفته است و خودکشی‌اش می­‌کنند هر روز. از آسمانی یا تیره از جنگ و یا گرفته و کدر از غبار. از کارون که یک سویش گلستان است و آن سوی‌اش بهشت آباد. از دل­‌هایی لایروبی نشده با هیچ قطع­نامه‌ای. از جنگ جنگ تا سازندگی...

با خدایگان هم­‌صحبت می­‌شویم و از صحرا می­‌گوییم تا لب شط که فروبسته مانده است.

فراموش نکنید که دل هیچ کدام ِ ما با هیچ قطع‌نامه ای لایروبی نمی‌شود.

بشنوید و با ما بمانید.

View Details

این بی سرورترین شماره رادیوفنگ است. در این شماره ما بی هیچ سالْ فنگی دو ساله می‌شویم. به احترام کسانی که این دو سال سال‌‌های آنان بود کلاه از سر بر می‌داریم. سپس به یاری کافکا به سرزمین محکومان سفر می‌کنیم و با دستگاه عجیب و غریبی آشنا می‌شویم که همکار قاضی جوان شهر است. سپس به سرزمین ناشناخته‌ها می‌رویم و از بلیت‌هایی می‌گوییم که هرگز به مقصد بلوچستان گرفته نمی‌شوند. بعد از آن به حدیث نفس سربازی گوش می‌کنیم که نمی‌کشد و ابایی از پافنگ شدن ندارد. در پایان درودهایی می‌فرستیم به کسانی که ستون پنجم را خشمگین کردند.

فراموش نکنید که «ما حتی به بلوچستان نگاه هم نکردیم». بشنوید و از نو با ما بگویید.

  • تصویر از http://aksha.aminus3.com/

View Details

‏ در این شماره ما از همراه شدن شروع می‌کنیم. از همراه شدنی که ما را حیرت زده کرده‌است و افسوس می‌خوریم که چرا به پایان سلام کردیم. سوار بر تاکسی شمال تا جنوب تهران را می‌پیماییم و به صحبت‌های کسی گوش می‌کنیم که از اتوبوس‌های شلوغ گریزان است. سپس بار دیگر از خصوصی‌سازی می‌گوییم. از ارتباط سرمایه‌داران بی‌طرف با دولت و از تلاش همه کسانی که وجود دولت را شر می‌دانند برای به دست آوردن آن. از رئیس اتاق بازرگانی و صاحب یک کازینو حرف می‌زنیم و همچنین از کالا شدن آموزش و بهداشت و خدمات عمومی. به صدای مردمی گوش می‌کنیم که درست نمی‌دانند چه بر سرشان آمده‌است. گلبانگ محبتی را می‌شنویم که از جایی که نباید برآمد و باز افسوس می‌خوریم که چرا خبری از کباب نیست؟ در پایان باز هم درودهایی می‌فرستیم و ترانه‌هایی می‌شنویم. فراموش نکنید «دولت شرکت سهامی بورژوازی است»، باز هم بشنوید و باز هم با ما بگویید.

تاریخ انتشار: ۲۲ شهریور ۹۲

View Details

در سی‌امین برنامه صبح جمعه با شما، راوی کسانی می‌شویم که از خانه‌هایشان رانده شده‌اند. کسانی که نه برای زندگی بهتر، یا رفاه بیشتر، بلکه در فرار از جنگ، خفقان و سرکوب سیاسی و فقر و فلاکت مجبور به ترک خانه و زندگی‌شان شده‌اند. از دیوارها و مرزها و قوانینی خواهیم گفت که راه را بر انسان‌ها می‌بندند و به روی سرمایه و «روح پیشوا» آغوش باز می‌کنند. با شما از مقاومت در برابر غیرقانونی بودن انسان‌ها خواهیم گفت. از انسان‌هایی که برای خلاصی از کابوس پناهندگی و زندگی در کمپ‌های پناهندگان در اروپا خود را حلق‌آویز کردند و راوی کسانی ‌می‌شویم که با بردن حاشیه‌های فراموش شده به متن شهر، صدای اعتراض انسان‌هایی شدند که «غیرقانونی» شمرده می‌شدند. از بی‌اعتنایی رسانه‌ها و سیاست‌مداران به اعتراضات پناهندگان می‌گوییم و خواسته‌های آنان را با شما در میان می‌گذاریم. سوار بر قایق و قطار پرسش‌های بی‌معنای اخلاق‌گرایان درباره مهاجرت را به پرسش می‌گیریم و از نسبت ِ خودمان با جنبش پناهجویان سخن می‌گوییم. در پایان درودهایی خواهیم داشت به کسی که زبان و گوش‌هایش در بی‌پناهی بریده شد و به کارگرانی که پناهی ندارند.

فراموش نکنید که «همه‌ی ما می‌خواهیم زندگی کنیم » ، بشنوید و با ما بمانید؛

تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۹۲

View Details

در پنجمین جنگ شعر رادیوفنگ با ما همراه باشید. از شاعران نسل بیت صحبت خواهیم کرد و چند شعری از آلن گینزبرگ می خوانیم. بشنوید و با ما بمانید. تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۹۲

View Details

در چهارمین برنامه از ستون مهمات رادیوفنگ به انقلاب می پردازیم.

بشنوید و با ما بگویید

تاریخ انتشار : ۴ مرداد ۱۳۹۲

View Details

در سومین برنامه از ستون مهمات رادیوفنگ به دولت خواهیم پرداخت.

بشنوید و با ما بگویید:

تاریخ انتشار : ۱۸ تیر ۹۲

View Details

در این شماره از صدای ِ نامیرای کسی می‌گوییم که اگرچه فریادش سال‌هاست که خاموش شده است، اما طنین فریادش با ماست، حتی اگر نام‌اش «ممنوع» باشد.

بشنوید، و با او بخوانید؛

View Details

در چهارمین جنگ شعر و داستان رادیوفنگ با ما همراه باشید. برنامه ای به مناسبت روز جهانی کارگر.

بشنوید و با ما بمانید.

تاریخ انتشار؛ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

View Details

در این شماره به پرسش‌های ِ سخت و دشوار، پاسخ‌هایی ساده و کوتاه می‌دهیم، با شما چیزی نمی‌گوییم، اما از شما می‌خواهیم که فراموش نکنید که

«من درد ِ مشترک‌ام، مرا تقسیم کن.»

بشنوید، و «تنها» نگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۱۸ خرداد ۱۳۹۲

View Details

در سومین جنگ شعر و داستان رادیوفنگ با ما همراه باشید. برنامه ای به یاد باغبانهایی که زمستان را بیشتر از بهار دوست دارند …

بشنوید و با ما بمانید.

تاریخ انتشار؛ ۳ فروردین ۱۳۹۲

View Details

در دومین جنگ شعر و داستان رادیوفنگ با ما همراه باشید.

بشنوید و با ما بمانید.

تاریخ انتشار؛ ۱ اسفند ۱۳۹۱

View Details

در این شماره در میانه زمستان آلوده تهران به فلکه چهرام خزانه می رویم. فارغ از اینکه شما بدانید فلکه چهارم خزانه‌ای هم در تهران هست. با مجید دنبه و ممد بستنی همراه می شویم و با بُهت به صدای گروه کُر گوش می کنیم. از مفهوم اراذل و اوباش می گوییم و اینکه چگونه می شود که از این نام می ترسیم. با لباس‌های سبز در دادگاه انقلاب راوی کهریزک می شویم و ماجرای ورود اشتباهی «ما» به جایی که قرار بود جای «آنها» باشد را مرور می کنیم. در ادامه از تعابیر متفاوتی خواهیم گفت که از یک پدیده واحد می‌شود؛ از خالکوبی‌هایی که بر بدن عده‌ای حکم ِ تایید رذل بودن است و بر اندام انسان‌هایی دیگر نشانی از ذوق و سلیقه و فکر روشن. از سردارها و ستوان‌ها خواهیم پرسید که چگونه گردش کلان مواد مخدر در کشور بر دوش جوانانی بیست و چند ساله‌ست و از امنیت ناموجدی خواهیم گفت که یک شبه دود می‌شود و به هوا می‌رود، و در پایان باز هم ما خواهیم بود و درودهایی … فراموش نکنید که «استثناء استثناء نمی پذیرد» چون همیشه بشنوید و بیش از قبل با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۰ بهمن ۱۳۹۱

View Details

در این شماره ما دموکراتیک می شویم. به همین مناسبت با یادی از بابی ساندز به سراغ تاچر می رویم. از آزادی می گوییم، جایی که در آن خرید و فروش سلاح، درست مثل دسترسی به اطلاعات شخصی افراد آزاد است. با کمک خدایان اسطوره ای یونان، شکوه دموکراسی امروز را به تصویر می کشیم و به صدای سامویل میرانتین از بلندای المپ گوش می سپاریم. بعد از آن به دفتر مرکزی آمازون می رویم تا روایتی از بچه بازی، تجاوز و امنیت ملی بشنویم. به انعکاس صدایی از پشت درب بسته حمام گوش می سپاریم که برای تغییر در ساختمان می جنگد. در پایان اجازه نمی یابیم که درودهایی بفرستیم ولی بیش از همیشه شفاف می شویم. فراموش نکنید که “برخی پرچمشان را بالا می گیرند تا مجبور نباشند ببینندش” بشنوید و با ما بگویید.

تاریخ انتشار؛ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲

View Details

در اولین جنگ شعر و داستان رادیوفنگ با ما همراه باشید. شعرهایی برایتان خواهیم خواند و از کسانی یاد می کنیم که هیچگاه فراموش نکردند و همیشه به یاد دارند.

View Details

در چهارمین شماره از ستون پدافند، درباره نمایشگاه عکس به روایت یک شاهد عینی در گالری محسن با شما صحبت خواهیم کرد.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۴ فروردین ۱۳۹۲

View Details

در سومین شماره از ستون پدافند، درباره واکنش ها به اعدام در خانه هنرمندان با شما صحبت خواهیم کرد.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۱۲ اسفند ۱۳۹۱

View Details

در اولین بخش از ستون «کتابخوان» به روخوانی یکی از فصل‌های کتاب «درباره‌ی تغییر جهان» نوشته‌ی «میشل لووی» و ترجمه‌ی «حسن مرتضوی» پرداخته‌ایم. در این بخش از کتاب، میشل لووی به سراغ نقد ایده‌‌ی «پیشرفت» رفته و به واسطه‌ی آن به توضیح آرای «والتر بنیامین» می‌پردازد.

تاریخ انتشار؛ ۳۱ خرداد ۹۱

View Details

در این شماره پس از خرداد بی‌حادثه تهران به صبح جمعه بیستم می‌رسیم. از کسانی می‌گوییم که بند کفشهایشان را محکم می‌کنند که نه از شیر که از همراهشان جلو بزنند.

در تالار افتخارات یک مدرسه قدمی می‌زنیم و از تلاش همگان برای بالاتر ایستادن از سطح میانگین می‌گوییم. پیش از آن‌که چماق استثنا بر سرمان بخورد مدرسه را به سمت پادگان ترک می‌کنیم. از امیدی می‌گوییم که خیلی زود با تلاش فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های کشور نا‌امید شد.

با مانیفست فوتوریست‌ها به رویاهای یک هنرمند نوجوان باز می‌گردیم. از دانشجویان ترم اولی می‌گوییم که به پاریس هشت می‌اندیشند و از المان‌های هنر ایرانی استفاده می‌کنند. پس از آن به سراغ خاطرات فراموش شده سال‌های میانی دهه هشتاد می‌رویم جایی که جویندگان طلا هر روز به سراغمان می‌آمدند.

از کسانی می‌گوییم که می‌خواستند نردبان ترقی را تخته گاز طی کنند و از درب پشتی وارد بهشت شوند. پای گزارش خبرنگار واحد حاشیه‌ای خبر می‌نشینیم که این‌بار تندی را کنار گذاشته و از رویای محال خیابان می‌گوید. در پایان باز هم درودهایی می‌فرستیم و سرودی می‌شنویم.

فراموش نکنید که «انسان تنها در پراتیک است که باید حقیقت، توان و این جهانی بودن نظریه خود را اثبات کند». بشنوید، با ما همراه شوید و مثل همیشه با ما بگویید.

تاریخ انتشار؛ ۸ نیر ۱۳۹۱

View Details

در این شماره ما به سراغ آرمان ِ فلسطینی بی دیوار حائل و برای همه‌ی ساکنان و آوارگانش می‌رویم و این همه را به تراب حق‌شناس تقدیم می‌کنیم، گرچه می‌دانیم برای یک عمر تلاش برای آرمان فلسطین پیشکشی ناچیز است.

با صدای محمود درویش آغاز می‌کنیم، از جنایت دیریاسین تا قراردادهای صلح با مبارزان فلسطینی همراه می‌شویم تا ببینیم چگونه آرزوی مردمی برای زندگی پاسخی چنین وحشیانیه گرفته است. صدای مردی را می شنویم که فریاد برآورد بس است بس است بس است. با نزار قبانی و دلال المغربی سوار اتوبوسی می‌شویم که برای چهار ساعت پایتخت جمهوری فلسطین شد. در زمان سفر می‌کنیم و به جستجوی نیاکان ایرانیانی می‌رویم که هر یک به بخشی از تاریخ شان وصل شدند تا از امروز کنده شوند و هیچ نبینند. با شما از تبار کوروش بزرگ و صلاح الدین ایوبی خواهیم گفت و از آرمان و صدایی که اگر چه ساکت شده اند اما در گوش ما همیشه و هنوز طنین اندازند.

در ادامه در حالی که سینه خیز به سوی تباهی روانیم، از برخورد با مسافران ِ تنها دموکراسی خاورمیانه می‌گوییم که نخست‌وزیرش فعالان اجتماعی را اوباش می‌خواند و از ورودشان به خاکی که اشغال‌اش کرده است جلوگیری می‌کند. روایت تونی کلیف از مسئله‌ی فلسطین را می‌شنویم، با گزارش ساموئل میرانتین از حیفا با عشق ایرانیان به همه چیز و هیچ چیز آشنا می‌شویم و به استقامت جرج حبش درود می‌فرستیم

فراموش نکنید که «جمهوری را می‌توان در یک اتوبوس هم جا داد، اگر اراده‌ای در کار باشد»، بشنوید، با ما همراه شوید و به ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۱۹ اردیبهشت ۹۱

View Details

در این شماره ما از تعطیلات ِ زمستانی بازمی‌گردیم و با شما می‌گوییم که شماره‌ی هفدهم را دربه درتر از باد ضبط کرده‌ایم. با فرهاد کودکانه می‌خوانیم و می‌خوانیم از هر آنچه که باید بهانه‌ای می‌شد تا زمستان را سر کنیم.

با زنان ِ کارگر کارخانجات نساجی همراه می‌شویم و تاریخ ِ هشت مارس را روایت می‌کنیم. به تهران می‌آییم، از هشت مارس ۵۷ می‌گوییم و از بازگرداندن زنان به خانه‌ها، و از بازگشت دوباره‌شان به خیابان‌ها و سرانجام دوباره از استودیوی رادیو سر در می‌آوریم.

از جشنی که نداشتیم می‌گوییم. از تلاش‌ها برای ِ دیدن ِ دنیای برابر و بدون تبعیض با دستگاه «فموسکوپ» و سرانجام با روایت‌هایی ساده از مردانی همراه می‌شویم که قربانی مردسالاری بودند، بی‌آنکه بدانند.

با گزارش ساموئل میرانتین از اجرای مشترک پیتر بروک و اشتوکهاوزن در جشن هنر شیراز همراه می‌شویم و از نوری می گوییم که به قبر پدر بعضی‌ها تابید. و در پایان آخرین درود‌های سال نود را به کسانی خواهیم فرستاد.

فراموش نکنید که «بن لادن و جرج بوش هر دو علیه مردمان فقیر و زنان، هم پیمان بودند». بشنوید، با ما همراه شوید و با ما بمانید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۷ اسفند ۱۳۹۰

View Details

در این شماره ما بی‌رحم می‌شویم، چرا که همه آلوده‌اند. از تلاش‌ها برای یافتن همکارمان می‌گوییم که در دهه‌ی دوم اسفندماه اسیر بهمن شده بود. به کمک ساموئل میرانتین با دیو سپید پای در بند آب سردی می‌نوشیم تا خاطره‌ی سرخی آتش در آخرین چهارشنبه‌ی سال را فراموش کنیم. با خاطره‌ی شانزدهم آذر ۸۳ از کسانی می‌گوییم که می‌خواستند بیرون‌مان کنند. تا آدم شویم.

بعد سرگرم نقد اصولی می‌شویم. از قوانینی می‌گوییم که تغییر نکردند، مگر به زیان ما، و از نهادهایی می‌گوییم که تشکیل نشدند و اگر شدند پایدار نماندند. از تساهل و تسامحی می‌گوییم که تنها رو به قدرت معنا یافتند، و از آزادی بیانی خواهیم گفت که در نهایت به حکم «شما نمی‌فهمید» رسید.

از تعلیق ِ تغییر تا زمان ِ محال خواهیم گفت و از ایدئولوژی حفظ وضع ِ موجود که نام اصلاح را یدک می‌کشید. در ادامه بعد از تکرار بارها و بارهای فرمان ِ «آدم باشید» به یاد می‌آوریم که حق با مارکس بود. با یاری تری ایگلتون از تفاوت‌های انقلابی یا اصلاح‌طلب با پرسپولیسی یا استقلالی بودن می‌گوییم و از جنایت‌های سرمایه‌داری می‌گوییم که انقلاب کوبا در مقابل آن میهمانی عصرانه‌ای هم نبود.

در پایان باز هم بر اعتقاداتمان تاکیید می‌کنیم. درودهایی می‌فرستیم و سرودهایی می‌خوانیم.

فراموش نکنید که « ما بی‌طرف نیستیمِ، امانت‌دار خودتی». فقط شنونده نباشید، همراه شوید و با ما بگویید.

تاریخ انتشار؛ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱

View Details

در این شماره ما نمی‌توانیم با استودیو بهار شیراز خداحافظی کنیم و برای یک شماره دیگر در آن می مانیم. با گروه ۱۲۷ از تفاوت‌هایی می‌گوییم که مهم نبودند. بعد از آن از اَبَر شرکت هایی می‌گوییم که از صابون تا باتری و از لباس تا لوازم آرایش به ما می‌فروشند. در ادامه بر سر این موضوع که آیا جنبش‌های سبک زندگی رهایی بخش هستند یا نه، به توافق نمی‌رسیم، و از خورده شدن هیپی ها می‌گوییم. پس از آن به سراغ مطالعات فرهنگی می‌رویم و روایتی از تولد تا مصادره آن ارائه می کنیم. به کمک ابی هافمن از جمع های کوچکی می‌گوییم که اعتراضات مهیبی به وجود آوردند و بعد مشغول تصور کردن می‌شویم. سپس با ساموئل میرانتین به بن‌بست سبز امید می‌رویم، و با چریک‌های فدایی فیسبوک هم‌سخن می‌شویم. با صدور اطلاعیه‌ای اشتباهات‌مان را تصحیح می کنیم، پوزش می‌طلبیم و ابراز تنفر می‌کنیم. در پایان همان‌طور که درودهایی خواهیم فرستاد، با سرودی دیگر همراه می‌شویم.

فراموش نکنید که «وقتی همه آلوده اند، تنها می‌توان بی رحم بود» بشنوید، با ما همراه شوید و به ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۸ بهمن ماه ۱۳۹۰

View Details

در این شماره ما می‌لرزیم و همزمان با استودیو بهار شیراز وداع می‌کنیم. از خاطرات اردویی به ارتفاعات سرد می‌گوییم که از گردش‌های تجسسی‌اش می‌ترسیم. به پینک فلوید سلامی دوباره خواهیم داد و از ترس‌هایی خواهیم گفت که دیوار می‌سازند.

سپس از هراس بیکاری می‌گوییم که تحکیم کننده‌ی وضع موجود است. به سراغ استفاده‌هایی می‌رویم که از ترس‌های ما می‌شود؛ از خبر تجاوزهای دسته‌جمعی گرفته تا قرص‌های امگا۳.

در ادامه الناز از هراس‌های نیمی از جمعیت زمین خواهد گفت. با روایت فوکو به سراغ هراس‌ها از تکنولوژی می‌رویم و با ساموئل میرانتین از کاراکاس همراه می‌شویم تا درباره‌ی ترس شرقی و سوژه‌ی غربی از زبان دکتر افجه‌ای بشنویم، و در پایان درودهای ما نثار کسانی است که ترسیدند و …

فراموش نکنید که «همیشه کسانی که بیرون ایستاده‌اند، ما و شما را به هرج و مرج متهم می‌کنند»، بشنوید، با ما همراه شوید و به ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۱ بهمن ۹۰

View Details

در این شماره ما در صف دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، اداره‌های دولتی و دفاتر خصوصی تباه می‌شویم. از دزدی‌های کوچکی می‌گوییم که پنهان و آشکار از جیب ما می‌کنند و یادی می‌کنیم از دماغ تکه تکه فیل شهر قصه. سپس سراغ دزذی‌ها بزرگتر می‌رویم و با کمک «دیوید هاروی» از دکمه‌‌ای می‌گوییم که با فشار دادن آن نخبگان هر کاری می‌توانند بکنند.

بعد از اشاره به کودکانی که در کشوری با دومین منابع گاز جهان به خاطر عدم پرداخت قبض گاز از امتحان باز می‌مانند. با «محمد مالجو» همراه می شویم تا برایمان از خصوصی‌سازی و تنها بدیل موجودش بگوید.

در ادامه سوار بر اتوبوس‌های شهر داستان سندیکایی را می‌گوییم که قول داده بودند نگذراند دیگر اعتصابی کند. از زبان کارگران شرت واحد اتوبوسرانی داستان سندیکا و خصوصی‌سازی را مرور می‌کنیم و در انتها از کارگران می‌خواهیم که هشیار و متحد باشند.سفری کوتاه می کنیم به سرزمین کیم جونگ‌ها تا از خصوصی‌سازی در آن‌جا بشنویم.

در انتها باز هم درودهایی می‌فرستیم و همراه با شوالیه‌های عرب با شما خداحافظی می‌کنیم.

فراموش نکنید که «باید مواظب باشید! روح پیشوا از مرزها بی‌گذرنامه می‌گذرد». بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۱۰ دی ۱۳۹۰

View Details

در این شماره ما روایت‌گری می‌کنیم. این بار از «استودیو پویان» جایی زیر پونز ِ نقشه‌ی تهران. در شامگاه ِ ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ از سحرگاه ِ ۱۹ بهمن سیاهکل می‌گوییم و از بهمن ۵۷ و بهمن‌های دیگر. در جنگل‌های دیلمان با نعره‌ی ببرهای عاشق همراه می‌شویم، و به برافروختن آتش‌ها در کوهستان‌ها سوگند یاد می‌کنیم. با میهن از خون ِ بیژن می‌گوییم که ستاره گشت تا شکوه ِ روشنی فردا شود. در ادامه از مردی خواهیم گفت که مرگ را سرودی کرد پر طبل‌تر از زندگی و با صدای ِ مادر اسحاقی شعری را می‌شنویم که سال‌ها قبل از «رادیو میهن‌پرستان» به یاد شهدای سیاهکل خوانده شده بود.

در ادامه روایت‌های ِ فتح ِ رادیو در بهمن ۵۷ را مروری می‌کنیم تا به نام «قاسم سیادتی» برسیم. با سرودآوران سپیده از روز ِ سرکوب استبداد می‌گوییم. روز ِ جمهوری و آزادی. به یاری گنجینه‌ی روایات خفته در سینه‌ها، راوی کسانی می‌شویم که سهم‌شان در انقلاب را کسی ندید. با علیشاه مولوی از چیزهایی می‌گوییم که شکستیم تا از مسیر آزادی به میدان ِ عدالت برسیم. شما می‌دانید که کسانی در ایستگاه غنائم پیاده شدند.

در پایان خبرنگار واحد حاشیه‌ی خبر از چیزهایی می‌گوید که شوخی‌بردار نیستند و ما درودهایی خواهیم فرستاد به راویان بهاران.

فراموش نکنید که «پیروزی ِ مردم مبارک است. پس مراقب خودتان، پیروزی‌ها و شکست‌هایتان باشید» بشنوید، با ما همراه شوید و با ما فریاد بزنید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۰ بهمن‌ماه ۱۳۹۰

View Details

در این شماره صدای مارا از خیابان می‌شنوید. در ابتدا یادی می‌کنیم از فرار دیکتاتورها. سپس از دوستی یاد می‌کنیم که صدایش را از پشت شیشه‌ی قطار شنیدیم و به این بهانه به روایت شهری می‌پردازیم که هنوز ساکن آن هستیم.

از خانواده‌ای میگوییم که مثل منوی رستوران ته‌دیگ، اصل تهرانی‌اند. پس از آن از زنان بارداری می‌گوییم که حاضر نیستند گناه به دنیا آوردن یک شهرستانی دیگر را بر عهده بگیرند.

در کنار خط راه‌آهن و پاسگاه نعمت‌آباد قدم می‌زنیم. سپس به میدان انقلاب می‌رویم و با مهدی بداخلاق احوالپرسی می‌کنیم. از دستهایی می‌گوییم که دیوارهای تهران را از انحصار نقاشی‌های شهرداری درآورده‌اند. بعد از آن، از فاجعه‌ای میگوییم که اسمش را نماد افقی شهر گذاشته‌اند. سپس در خیابانهایی قدم میزنیم که روزی آدمها به جای ماشینها در آن حرکت میکردند. با شمس لنگرودی همراه می‌شویم و سپس قصه‌ی مسیح و یهودا را از زبان ساموئل میرانتین می‌شنویم. در پایان باز درودهایی میفرستیم و به واسطه‌ی خسروگلسرخی از پیراهن کارگران و دهقانان میگوییم.

فراموش نکنید که «بعضی روزها از آنچه در تقویم می‌بینید به شما نزدیکترند.» دست از شوخی بردارید. بشنوید و با ما بگوئید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۴ دی ۱۳۹۰

View Details

در این شماره ما تلاش می‌کنیم تا بلندترین برنامه رادیوفنگ را به بلندترین شب سال برسانیم. چنین برنامه‌ای قرارست شاد هم باشد. در این مسیر، ما شکست می‌خوریم. چیزی که خواهید شنید نه آنچنان که باید طولانی است، و نه شادی‌‌آفرین.

در این شماره با شما صمیمی‌تر خواهیم گفت از مسیری که برای انتشار این شماره طی کرده‌ایم، آن‌هم در روز چهارشنبه به جای جمعه، در حالی که بین نگاه از بالا و پایین در رفت و آمدیم. طی تماسی با میرخلاص‌الدین کذابی تلاش می‌کنیم تا اندوه غیبت خورشید روحیه‌مان را تضعیف نکند. در غیاب ساموئل میرانتین با مهران و کیوان هم‌سخن می‌شویم تا از شب یلدا بگوییم، پیام حزب کمونیست چین را با هم مرور کرده و از جایگزینی «این» با «اون» خواهیم گفت. در ادامه باز تلخ می‌شویم و از مردی می‌گوییم که اسلحه‌ای هم رو به خودش داشت.

در پایان تلاش می‌کنیم تا شما را از تلویزیون، کانون گرم خانواده و اندوه تنهایی دور کنیم و در این راه دوئت حافظ و شاملو ما را یاری می‌کنند.

فراموش نکنید که «شب به خیر و موفق باشید». بشنوید، و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۹۰

View Details

در این شماره ما دو رقمی می‌شویم، و این‌بار درود می‌فرستیم به کسانی که دوست داشتیم اینجا بودند و با ما همراه می‌شدند. با صدای احمدرضا احمدی خواهیم پرسید «حالا چی ژوزه؟». از ناسازگاری ژوزه خواهیم گفت. از مینه‌آسی خواهیم گفت که دیگر نیست. با چمدان شیشه‌ای با تاکسی‌های فرودگاه امام همراه می‌شویم تا روایت‌مان را از سفرهایی ناگهانی بگوییم. غمگین می‌شویم و از خون دل می‌نویسیم، اما چُس‌ناله نمی‌کنیم.

در ادامه نامه‌ها خواهیم نوشت. از زبان توکا به روایت زندگی غیرمجاز خواهیم پرداخت. تئودور کرامر با ما خواهد گفت که «با من کاری نداشتند.» خطاب به سرکنسول کشور محبوب از دیوار برلینی می‌گوییم که فرونریخت، بلکه جا به جا شد. با صادق از نیمکت‌های پارک لاله خواهیم گفت. از دوربین‌های این حوالی خواهیم گفت، و از ایست‌بازرسی‌هایی که در اروپا نیست و این چیزی را عوض نکرده است.

در نهایت ساموئل میرانتین در مسکو با ژیژک گفتگویی اختصاصی خواهد داشت. تا از «سکوت اعتراضی» رمزگشایی کند.

فراموش نکنید که « از رفتن‌هایتان تراژدی نسازید». فراموش نکنیم که «از ماندن‌هایمان حماسه‌ها خلق نکنیم» بشنوید، به اشتراک بگذارید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۹۰

View Details

در این شماره با یادی از شریعت‌رضوی، قندچی و بزرگ‌نیا آغاز می‌کنیم. به خاطرات‌مان از دانشگاهی‌ سر می‌زنیم که هیچ شباهتی به عکس پشت اسکناس پنجاه تومانی نداشت و با سانتیاگو، آیدا، خاکوبو و سالوادور به روزهای پس از کودتا می‌رویم.

از زبان دانشجویان دهه‌ی شصت میلادی آمریکا وضعیت آکادمی ایرانی دهه‌ی هشتاد شمسی را روایت می‌کنیم و در نهایت با گزارش ساموئل میرانتین از جایی در اطراف تهران همراه می‌شویم و از شما می‌خواهیم تا نزدیک‌تر بیایید، تا از زبان ضیاء نبوی بشنوید که گفته بود

« در این چند ماهی که در این زندان به سر می برم گاهی وقتی افکار و رفتارم را در طول شبانه روز مرور می کنم به نتایج عجیبی می رسم، احساس من این است که کم کم زندگی ام از محتوای انسانی تهی می شود و به خلق و خوی حیوانی رجعت می کنم! منظورم این است که غریزه ی صیانت نفس و میل به زنده ماندن، کم کم به اصلی ترین محرک و دغدغه ام بدل شده است و گوئی جز زنده ماندن هیچ مساله ی مهمی برایم وجود ندارد! برای مثال وقتی از اتاق خارج می شوم، تمام تلاشم را می کنم تا به کسی نگاه نکنم و یا ارتباطی برقرار نکنم، اگر کسی از حیاط خوابها طبق معمول چیزی از من خواست خودم را به نشنیدن بزنم و در کمال بی اخلاقی خواسته اش را رد کنم! بر سر صف توالت و حمام مثل انسان های اولیه جدل کنم و در ضمن مواظب باشم که کمترین تماس ممکن را با دیگران داشته باشم! باور کنید من اصلا آدم وسواسی نیستم اما اینجا احساس می کنم باید از نفس کشیدن هم ترسید! بعضی شبهای زمستان وقتی به زندانیان حیاط خواب نگاه می کردم که در این سوز سرما در هواخوری می خوابند و دو یا سه نفره زیر پتوهای نمناک و آلوده می لولند، از اینکه هیچ حس ترحم و دلسوزی دیگر در من وجود نداشت دچار حیرت می شدم، گویی کاملا پذیرفته بودم که کار جهان و آدمی همین بوده و همین خواهد بود. چگونه می توان اخلاقی بود، در جائی که انسان حتی برای لحظه ای هم جسارت ندارد که خود را جای دیگران بگذارد؟»

در پایان درودهایی خواهیم داشت همراه با فریادهای مردی که از زبان ما سخن گفت. این شماره را با رویاهای کابل به پایان می‌رسانیم.

فراموش نکنید که « صنفی، سیاسی است». بشنوید، به اشتراک بگذارید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۹۰

View Details

در هشتمین شماره رادیوفنگ در حالی که کلمات نزار قبانی با صدای ماجده در گوش های ما طنین اندازست قدم به خیابان ولیعصر می گذاریم. با تینا در هراس اش از صدای ترمز ماشین ها در پل پارک وی همراه می شویم، بلافاصله به راه آهن می رویم و از صدای ضجه های حکیمه و آرزوهای بربادرفته ی دختران منیریه می گوییم.

در ادامه با یاری شمس لنگرودی از خیابان بلندمان تمنای بخشش می کنیم. در روز ۲۵ نوامبر از میان گفتگوهای دوستان مان به دنبال چرایی خشونت علیه زنان می گردیم و با شک دکارت به سراغ روایت زنان ایلام می رویم. در پایان درودهایی است و سرودهایی …

فراموش نکنید که « جراحت یک نفر، جراحت همه است». بشنوید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار : ۴ آذر ۹۰

View Details

در هفتمین شماره‌ی رادیوفنگ، از بهارشیراز با شما سخن میٰ‌گوییم. در این شماره صداهای ما گرفته است، و ما سعی می‌کنیم با گرفتگی صدا به پرسیدن ادامه دهیم و پرسش اصلی از همین‌ گرفتگی آغاز می‌شود.

با شما از تاریخ شکست می‌گوییم، به یاری شفیعی کدکنی با محزون و مفلس و فنایی همراه می‌شویم، تا بگوییم عمر جهان بر ما گذشته است. از مقابل دوربین‌های بانک ملت، بانک آن‌ها با لبخند رد نمی‌شویم. در میان آب و آتش، از جنگی سخن می‌گوییم که با آن همدست نیستیم و از کارناوال‌هایی می‌گوییم که شادی‌آفرین بودند، اما نه برای ما.

با نگاهی به تراژدی و کمدی و به یاری چخوف از باغ آلبالو می‌گذریم و در پایان با برآمدن آفتاب از سهند و سبلان و زاگرس و … همراه می‌شویم با ساموئل میرانتین، خبرنگار واحد حاشیه‌ی خبر، از جایی که نمی‌دانیم کجاست.

فراموش نکنید که «أن [...] تولد من رحم الأحزان». بشنوید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار :‌۲۷ آبان ۹۰

View Details

در این شماره صدای ما می‌لرزد و ما با صدایی لرزان خطاب به دوستان ِ نادیده‌مان، که امیدواریم شما هرگز به صف آن‌ها نپیوندید، نامه خواهیم خواند. سپس به کمک محمود درویش از یک شعرشناس، یک بازجو و یک قاتل یاد خواهیم کرد. با همکاری برشت به سراغ ننه‌دلاور و فرزندانش، سرجوخه و کشیش خواهیم رفت. با برشت از به پایان نرسیدن مبارزه خواهیم گفت و تا ۵۳/۱/۱۳ ادامه خواهیم داد تا با مینا و پسردایی مهرداد آشنا شویم و از گل مینای جوان یادی کنیم.

در پایان باز هم درودها خواهیم داشت. این‌بار در روز میلاد کسی حسرت کم داشتن انسان‌هایی همچون او را خواهیم خورد و با یاری احمد کایا به او ادای احترام خواهیم کرد.

هشدار! نوشیدن کوکاکولا در هنگام شنیدن این برنامه توصیه نمی‌شود. بشنوید و با ما بگویید؛

View Details

در این شماره صدای ِ ما را از پس ِ سوزها و سازها می‌شنوید. از استودیویی که نداریم. با شما از کلاس‌هایی می‌گوییم که از آن‌ها فارغ نشدیم. با خبرنگار ویژه‌مان از دوردست‌ها همراه می‌شویم. با اشرار از زاهدان، به پشت ِ مرزهای مه ۶۸ می‌گریزیم و به جستجوی زمانی از دست رفته می‌پردازیم. با کتاب‌هایمان سیر و سفر می‌کنیم، با پروست کادو پیچ می شویم. با شولوخوف قهقه می‌زنیم و ناگهان به یاد می‌آوریم که صبح جمعه‌ای که با شماییم صبح ِ ۱۳ آبان‌ماه است. پس یادها می‌کنیم از یادها … بدون شک پاییز بی‌کوروش یغمایی نمی‌آمد. پروست بی سونات شماره‌ دو سن‌سان نمی‌نوشت و ما بی‌شما کلامی نمی‌گفتیم.

پس بشنوید، و با ما بگویید ؛ تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۹۰

View Details

در این شماره، همزمان با اولین باران پاییزی ما بی‌خانمان می‌شویم. با استودیو فریمان خداحافظی می‌کنیم و در جستجوی استودیوی بعدی در حال اندازه‌‌گیری فاصله‌مان با انقلاب هستیم. در این میان با یک کوچ دسته‌جمعی مواجه خواهیم شد. با برخی‌ها سرشاخ می‌شویم، به بعضی‌ها یادآور می‌شویم که وقتی یک آدم‌خوار با کارد و چنگال غذا می‌خورد، این یک پیشرفت نیست و سعی می‌کنیم برای پدرها و مادرهایمان از «اینترنت و بیشتر از اینترنت» بگوییم.

در میانه‌ی کار دنبال چیزهایی خواهیم گشت. در ادامه از وقاحت هیلاری کلینتون تعجب نمیکنیم. نه تعجب نمیکنیم. از اینکه فهمیدیم ضمیر «شما» در «نوبت شما» به ما برنمی‌گردد تعجب نمی‌کنیم. نه، تعجب نمی‌کنیم. به هوشمندان دست نمی‌دهیم و آماده می‌شویم تا تمرینات را وا داده و پیش از تغییر دوباره‌ی قوانین بازی، به مسابقات برگردیم. در این میان از کمک‌های شبانه‌روزی دوستانمان فرهاد، جون بائز، ا پرفکت سیرکل، ریدیوهد و فریدون فروغی هم استفاده خواهیم کرد.

فراموش نکنید که ما حرفه‌ای نیستیم. بشنوید و با ما بگویید ؛ تاریخ انتشار : ۷ آبان ۹۰

View Details

سومین شماره‌ی رادیوفنگ را با تاخیری یک‌روزه پیشکش شما می کنیم. در این شماره سوزن گرامافون ما گیر می‌کند، نه روی مارگاریتا. و چشم‌های ِ ما همچنان باز می‌ماند، به لگدها و گلوله‌ها. و ذهن ِ ما در خود می‌پیچد به تماشای دیدن مرگ یک دیکتاتور، همراه با پرسش‌ها و پرسش‌ها … و در پایان سرانجام حق به حق‌دار می‌رسد. پای ِ بعضی‌ها به برنامه‌ی ما باز می‌شود. به برخی کلیشه‌ها حمله می‌شود و از بعضی‌ چیزها اعاده‌ی حیثیت می‌گردد. و صد البته این مهم صورت نمی‌گرفت مگر با تلاش دلسوزانه‌ی کشمیر، ویکتور خارا و مثل همیشه دوستان ما در پینک فلوید.

بشنوید و با ما بگویید ؛ تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۹۰

View Details

هشدار؛ این یک برنامه‌ی طولانی است درباره‌ی چیزهایی که نمی‌خواهیم بدانیم.

در این شماره با «حسن شاه‌دزد» در آستانه‌ی درهای باز گاوصندوق بانک مرکزی قرار خواهیم گرفت. همراه با ملیکا، چرخ ِ جمع‌آوری کارتن‌ها را در کوچه های شوش به حرکت در خواهیم آورد و با‌ خوش‌بو ۱۸ ساعت مشغول کار بر روی کفش …

نکند باورمان شده؟ در این شماره تنها با روایت‌هایی از حسن، ملیکا و خوش‌بو همراه خواهیم شد. وگرنه آن‌ها عمری‌ در کارند و ما و شما پشت ِ مانیتورها غرق در بازی‌های‌مان.

بشنوید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۹۰

View Details

با تاخیری چند ساعته، از استودیو فریمان، جایی که انقلاب از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، با شماییم؛ در شماره‌ی یکم، با صبح جمعه همراه‌تان می‌شویم، از اشغال ِ وال‌استریت خواهیم گفت. با چشم‌های گشوده ز حیرت، به سراغ سمفونی تاریک سیب‌های گاز زده خواهیم رفت. به احترام برخی‌ها سکوت خواهیم کرد، و دست آخر با داستانی پیرامون ِ ویدئوگیم‌ها و با درودهایی بی‌کران به بعضی‌های ِ دیگر برنامه‌مان را به پایان می‌رسانیم.

بشنوید و برای ما بگویید …

تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۹۰

View Details

شماره‌ی صفر رادیوفنگ را بشنوید؛

تاریخ انتشار : ۷ مهر ۹۰

View Details

در این شماره ما به ستایش پویندگان راه حقیقت و آزادی می پردازیم. به شنود حرفهای آنان درباره آزادی بیان، سانسور، حقیقت شعر و دیگر چیزها می‌نشینیم. یواشکی از گوشی تلفن شعرهایشان را گوش می کنیم.

بعد به سراع تلفنی می رویم که ساعت ها و روزها بی پاسخ مانده بود. به پیشنهادها، بیم‌ها، سوگها و امیدهای یک پیغام گیر گوش می‌سپاریم. سپس تاکید می‌کنیم که جای این طناب تا ابد روی گردن ما نخواهد ماند.

فراموش نکنید: «مردگان این سال عاشقترین زندگان بودند»

باز هم بشنوید و همچون همیشه با ما بگویید.

تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۹۱

View Details

در دومین قسمت از پرونده‌ی سوریه به سراغ نوشته ای از جان ریس، فعال سیاسی و نویسنده سوسیالیست بریتانیایی می رویم و سپس پاسخ ریچارد سیمور، نویسنده مارکسیست بریتانیایی و نویسنده وبلاگ مقبره لنین را بازخوانی خواهیم کرد.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۹۱

View Details

متن ندارد

تاریخ انتشار : ۱۱ آذر ۹۱

View Details

در دومین قسمت از ستون پدافند رادیوفنگ، درباره ویژه‌نامه‌ی جنگ و صلح مهرنامه با شما صحبت خواهیم کرد.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۲۸ آبان ۹۱

View Details

در این شماره ما یک ساله می شویم. از آشیانه پر می گیریم و از خودمان می گوییم. از چرایی انتخاب رادیو با شما خواهیم گفت. سپس خاطره تولد رادیو فنگ را بازگو خواهیم کرد. با سرک کشیدن در شماره های پیشین از آنچه که به دنبالش میگشتیم خواهیم گفت. در پاسخ به انتقادات از فکرها، خشم ها و محدودیت هایمان میگوییم وتفاوت های کارمان با بازی فوتبال را شرح می دهیم.

در ادامه خواهید شنید که چگونه می توان رخوت شخصی را به کاری جمعی بدل کرد و فردیت افسرده را نجات داد. سپس باز هم تاکید خواهیم کرد که حرفه ای نیستیم و حرفه ای نخواهیم شد. در گزارشی که در آن صدای شدید زدن “ر” به گوش می رسد توضیح می دهیم که چگونه کاری که انجام می دهیم بسیار ساده است. خبرنگار واحد حاشیه خبر با خشم و اندوه از همزمانی تولد رادیو فنگ با تولد دیگری گزارش می دهد. در پایان بازهم درودهایی می فرستیم و یادهایی می کنیم.

فراموش نکنید که “رادیو لزوما قرار نیست چیزی سرگرم کننده و دل نشین باشد. به خصوص وقتی قرار است شلیک هم بکند.” باز هم بشنوید و بیشتر با ما بگویید.

تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۹۱

View Details

در سومین قسمت از ستون خشاب رادیوفنگ، به بازخوانی مقدمه کتاب شبهای کارگران نوشته ژاک رانسیر، فیلسوف مارکسیست فرانسوی خواهیم پرداخت.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۹۱

View Details

در اولین قسمت از ستون پدافند رادیوفنگ، درباره اخبار ادبیات و هنر شهریور ماه گپ می زنیم. در مورد سانسور صحبت خواهیم کرد و داستانی از اینیاتسیو سیلونه را برایتان می خوانیم. بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۷ مهر ۹۱

View Details

در این شماره ما با حیرت از وقاحت کسانی که تنور انتخابات‌شان با آتش خانه‌های ما گرم می‌شود خشمگین می‌شویم. از وقاحت جنگ‌طلبان به سراغ وقاحت اعلیاحضرت می‌رویم که خیره در چشم‌های مردم از سیاهی ماست می گوید و آن را به اشک تمساح مزین می کند. با رضا براهنی شما را از کشتن خسرو گلسرخی باخبر می‌کنیم که دوهزار و پانصد سال پیش از این رخ داده است. با غلامحسین ساعدی از شبه هنرمند خواهیم گفت و از «سانسوری» که سانسور می‌شود تا «ممیزی» نام مستعارش باشد. از زبان سعید سلطان‌پور دشواری متعهد بودن را خواهیم شنید و راوی رنجی می‌شویم که شاعران و نویسندگان ایرانی کشیدند، در روزهایی که فیل شاهنشاه آریامهر یاد هندوستان تمدن کرده بود. از جلادان خویش خواهیم پرسید که پس از مرگ ما چه خواهند کرد؟ و از این همه فرهنگ و هنر والا در انبار موزه هنرهای معاصر به خود خواهیم بالید. از توهم رشد و توسعه اقتصادی ایرانیان در دوران پهلوی خواهیم گفت و از جلادان‌مان خواهیم خواست که محکم‌تر از این ما را بزنند، چرا که ما آن‌ها را محکم‌تر از این زده‌ایم. در پایان شما را با یاوه‌های شیاد آشنا خواهیم کرد و به او از پایان صبر خود خواهیم گفت، درودهایی به انسان‌هایی بزرگ و ناشناس خواهیم فرستاد، و از یاد نخواهیم برد که یازدهم سپتامبر ما را به سالوادور آلنده و ویکتور خارا خواهد رساند فراموش نکنید که ما نه از سایگون، فلسطین یا بلفاست، که از تهران با شما سخن می‌گوییم. هر آینه از خود بپرسید «چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاه‌های نفت شما از اینجا بروید؟» . بشنوید، به اشتراک بگذارید، و به ما بگویید؛

تاریخ انتشار : ۲۶ شهریور ۹۱

View Details

دراولین قسمت از پرونده‌ی سوریه به سراغ بازخوانی نوشته‌ای از وبلاگ مقبره‌ی لنینِ ریچارد سیمور، نویسنده‌ی مارکسیست بریتانیایی خواهیم رفت. در این نوشته سیمور تحلیل مشخص خود از وضعیت فعلی سوریه را پیش روی ما قرار میدهد و میکوشد تا با ارائه‌ی تصویر کلی‌تری از مسئله‌ی بهار عربی و بویژه‌ مورد مشخص سوریه، الگویی تکرارشونده در مورد این کشورها بیابد.

بشنوید و با ما بگویید؛ تاریخ انتشار : ۱۸ شهریور ۹۱

View Details

در دومین بخش از ستون «خشاب» به روخوانی یکی از مصاحبه‌های انجام شده با ای اچ کار، تاریخ نگار مارکسیست بریتانیایی میپردازیم که در مورد شکل‌گیری و وقوع انقلاب در روسیه و برخورد کشورهای غربی با آنچه در شوروی اتفاق افتاد میپردازد.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۷ مرداد ۱۳۹۱

View Details

در دومین برنامه از ستون مهمات رادیوفنگ به طبقه خواهیم پرداخت.

بشنوید و با ما بگویید؛

تاریخ انتشار؛ ۲۰ مرداد ۱۳۹۱

View Details

در این شماره ما خطرناک می شویم و در میان صدای انفجار بمب ها از تعاریف رسمی از تروریسم می گوییم. با اولریکه ماینهف از تفاوت میان مقاومت و اعتراض می گوییم و به سراغ رسانه هایی می رویم که کلیشه های مربوط به خیر و شر را برایمان به ارمغان آورده اند. روایت حمام خون سوریه را از فاکس نیوز تا پرس تی وی دنبال می کنیم و از مرجع نامگذاری تروریست-قربانی می پرسیم و در سالگرد کشتار نوجوانان در نروژ از قاتلی خطرناک می گوییم که به “مس کیلر” ارتقاع درجه یافت. از انحصار خشونت در دستان دولت خواهیم گفت و راوی کشتار “میهمان و میزبان و گلهای داوودی” می شویم. با صدای تاچر از جرم خواهیم گفت و از امکان تولید هراسی بیشتر از آنچه تجربه کرده ایم صحبت خواهیم کرد و از هراسی واقعی بیرون از داستان های رسانه ای رمزگشایی می کنیم. به سراغ جمیله بوپاشا می رویم و روایتگر رنج شکنجه می شویم و با صحبت از خشونت مشروع به روایت محمود درویش از عملیات استشهادی در فلسطین گوش خواهیم داد. در پایان با روژه گارودی از تروریسم و توریسم سخن می گوییم و شعارگویان درودهایی خواهیم فرستاد.

فراموش نکنید که “در هر شکستی عنصری نیرومند از پیروزی هست”. بشنوید، و با ما باشید:

تاریخ انتشار؛ ۱۰ مرداد ۱۳۹۱

View Details

در اولین برنامه از ستون مهمات رادیوفنگ به ایدئولوژی خواهیم پرداخت.

بشنوید و با ما بگویید.

تاریخ انتشار؛ ۲۰ تیر ۹۱

View Details

جودیت باتلر، فیلسوف، محقق و مولف نامدار در مسیرسفربه کرانه‌ی غربی ازاسرائیل گذرکرد. اوبه سخنرانی دردانشگاه بیرزیت، دیدار از یک تاتر درجنین وملاقات خصوصی با دوستان ودانشجویان پرداخت. باتلرکه چهره ای مطرح در زمینه‌ی تحقیقی خود است، تصمیم گرفت که از هیچ موسسه‌ی آموزشی‌ای در اسرائیل بازدید نکند.

در گفتگوی زیر که چندین ماه پیش در نیویورک انجام شده است، باتلر در مورد جنسیت و اعمال غیر انسانی علیه ساکنین غزه صحبت میکند و یادآور می شود که چگونه ارزشهای یهودی، انگیزه‌ی او برای انتقاد ازاقدامات دولت اسرائیل بوده است.

منبع مصاحبه : http://anthropology.ir/node/5039

تاریخ انتشار؛ ۲۸ اردیبهشت ۹۱