پروژهٔ تاریخ شفاهی ایران نام برنامهای برای مصاحبه با عدهای از ایرانیانی است که در تاریخ معاصر نقشی داشتهاند. این برنامه به ابتکار حبیب لاجوردی در دانشگاه هاروارد انجام گرفت. مصاحبهها عمدتاً توسط لاجوردی و دیگر همکاران او انجام شدهاست. در مجموع با ۱۳۴ نفر مصاحبه شدهاست
ابوالحسن بهنیا - نوار اول بخش اول
ابوالحسن بهنیا تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران تمام کرد. در سال ۱۳۰۷ خورشیدی در مسابقهی دانشجویان اعزامی به اروپا شرکت نمود و به فرانسه اعزام شد و در پاریس در رشته مهندسی پل و شوسه مدرک گرفت. در سال ۱۳۱۵ به ایران برگشت و در همان سال در وزارت راه استخدام شد و مأمور راهسازی در خوزستان شد. پس از اتمام مأموریت خوزستان در وزارت راه رئیس منطقه مرکز و جنوب شد. ابوالحسن بهنیا در سال ۱۳۲۱ در دانشکده فنی با سمت دانشیار استخدام گردید و پس از پنج سال کار در دانشیاری به استادی رسید و در ۱۳۲۵ مدیرکل وزارت راه شد، سپس به عضویت در هیئت مدیره بنگاه مستقل آبیاری برگزیده شد و در ۱۳۲۹ مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره بنگاه مستقل آبیاری گردید. ابوالحسن بهنیا در ترمیم کابینه علی امینی مدتی وزیر راه بود و پس از سقوط دولت دکتر امینی به سازمان برنامه رفت و رئیس دفتر فنی آن سازمان گردید. آخرین شغل دولتی وی ریاست هیئت مدیره و مدیرعاملی بانک رهنی ایران بود. چند جلد کتاب درسی در رشتهی تخصصی او که در دانشکده فنی تدریس میشد از طرف دانشگاه تهران به چاپ رسیده است.
مهدی حائری یزدی - نوار اول بخش اول
فقیه و فیلسوف ایرانی ، نماینده آیت الله بروجردی در آمریکا ، اولین سفیر ایران در آمریکا پس از بهمن سال ۱۳۵۷
غلامعلی فریور ـ نوار اول بخش اول
سیاستمدار، نماینده مجلس شورای ملی و سفیر ایران در سوئیس و وزیر صنایع و معادن در دولت علی امینی
محمد درخشش ـ نوار اول بخش اول
دکتر محمد درخشش (۱۲۹۵، تهران - ۱۳۸۴، مریلند) سیاستمدار و دولتمرد ایرانی بود. همچنین مدتی در دبیرستان پهلوی به تدریس تاریخ مشغول بود.او نماینده تهران در هیجدهمین دوره مجلس شورای ملی بود. او در این جایگاه با قرارداد کنسرسیوم نفت معروف به قرارداد «امینی – پیج» مخالفت کرد و در نطقی هفت ساعته به شدت به سیاستهای استعماری دولتهای بیگانه در مورد نفت ایران حمله کرد.
محمد درخشش در پی اعتصاب سراسری معلمان کشور و کشته شدن ابوالحسن خانعلی، در سال ۱۳۴۰ به وزارت فرهنگ منصوب شد و در دوران ۱۴ ماهه وزارت خود موفق شد وضع معلمان را اصلاح کند و تغییرات عمیق تربیتی در برنامههای فرهنگی کشور ایجاد کند.
او در ۱۳۴۱ با کناره گیری از کار سیاسی ایران را ترک کرد در فرانسه و سپس آمریکا سکنی گزید.
هوشنگ نهاوندی - نوار اول - بخش اول
وزیر آبادانی و مسکن دولت حسنعلی منصور ، وزیر علوم دولت شریف امامی ، رئیس دانشگاه پهلوی شیراز , رئیس دانشگاه تهران
مصاحبه کننده : شاهرخ مسکوب
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۵
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
داریوش همایون - نوار اول - بخش اول
روزنامهنگار ، بنیانگذار روزنامه آیندگان ، وزیر اطلاعات و جهانگردی دولت جمشید آموزگار ، قائم مقام دبیر کل حزب رستاخیز
محمد یگانه ـ نوار یکم ، بخش یکم
رئیس بانک مرکزی ، وزیر امور اقتصاد و دارایی ، رئیس سازمان برنامه و بودجه
جعفر شریفامامی
در سال ۱۳۵۷ که سراسر ایران را تظاهرات و اعتصاب دربر گرفته بود، محمدرضا شاه پهلوی برای جلوگیری از بحران و انقلاب مسئولیت نخستوزیری را با اختیارات تام به او سپرد. شریفامامی با ایراد چند نطق مخصوصاً نطق معروف او «من شریف امامی بیست روز پیش نیستم» دولت آشتی ملی را تشکیل داد که ظاهراً از مردم حمایت میکرد و خود را از خاندان روحانیون معرفی نمود.
از اقدامات او میتوان به آزادی مطبوعات و رادیو تلویزیون، دادن امتیاز به کارمندان، تغییر تقویم شاهنشاهی به شمسی، بستن مراکز فساد، عزل مدیرانی که نالایق دانسته شدند و انحلال حزب رستاخیز اشاره نمود. شریفامامی با برقراری حکومت نظامی رخداد ۱۷ شهریور معروف به جمعه سیاه را به نام خود در تاریخ ثبت نمود. تلاش او در تغییر مسیر انقلاب اسلامی از امور سیاسی به امور رفاهی بینتیجه ماند و مردم به مخالفت با او پرداخته و او را وادار به کنارهگیری نمودند و سرانجام در ۱۴ آبان ۱۳۵۷ استعفا داد و نیمه اول بهمن همان سال ایران را به قصد آمریکا ترک نمود.
هما ناطق در ۱۳۳۶ برای گذراندن دوره کارشناسی تا دکترا به فرانسه رفت. آنجا به سرعت به سیاست گرایش پیدا کرد و رساله پایاننامهاش را دربارهٔ احوال و تفکر سید جمالالدین اسدآبادی نوشت. این تحقیق با کمک هزینه مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه در ۱۳۴۶ منتشر شد. همزمان با همکاری ژیلبر لازار اقدام به ترجمه اشعار شعرای معاصر ایران کرد. در پاریس با ناصر پاکدامن ازدواج کرد.
در فرانسه به عضویت کنفدراسیون دانشجویان درآمد و در ۱۳۴۷ به تهران بازگشت، ابتدا در مؤسسه مطالعات اقتصادی مشغول به کار شد که ارتباطی با علائق و تحصیلاتش نداشت.
سید حسین نصر رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که کتاب زندگی سیاسی سیدجمال اسدآبادی تألیف ناطق را دیده بود، درخواست استخدام وی را در دانشگاه مطرح کرده بود و به این ترتیب ناطق از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۹ به تدریس در دانشکده تاریخ دانشگاه تهران پرداخت. در طول این مدت یک بار در سال ۱۳۵۲ به دانشگاه پرینستون دعوت شد و به مدت یک سال در بخش تحقیقات خاورمیانه آن دانشگاه تدریس کرد.
در جریان انقلاب، جهت بازگشایی کانون نویسندگان کوشش کرد و در اردیبهشت ۱۳۶۰ به عنوان عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب شد. پس از انقلاب در ۱۳۵۹ و به دنبال انقلاب فرهنگی، به اجبار به فرانسه بازگشت، مدتی را به تشویق غلامحسین ساعدی به تحقیق دربارهٔ رابطه ایران و عثمانی و روسیه پرداخت.
در ۱۳۶۳ به عنوان استاد تمام وقت در مؤسسه پژوهشهای ایرانی دانشگاه سوربن مشغول به کار شد. ناطق در این سالها به نقد اندیشهها و کردههای سیاسی خود به ویژه در دوران انقلاب پرداخت. یکی از آثار مهم او در این دوره کتاب «کارنامۀ فرهنگی فرنگی در ایران» بود که در ۱۳۷۵ در پاریس منتشر شد. در ۱۳۹۴ عنوان دکتری افتخاری مؤسسه ملی زبانها و تمدنهای شرقی را کسب کرد.
آخرین اثر او کتاب «بازرگانان در دادوستد با بانک شاهی و رژی تنباکو» است که بر پایه آرشیو حاج امین الضرب نوشته شده است.
هما ناطق نهایتا در ۱۱ دی ۱۳۹۵ در آرو ( در جنوبغربی پاریس) درگذشت.
عبدالمجید مجیدی_نوار یکم - بخش یکم
وی زاده ۱۳۰۲ در ۲۱ سالگی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و برای ادامه تحصیل راهی پاریس شد. در سال ۱۳۳۱ ش پس از اخذ درجه دکتری به ایران بازگشت. در سال ۱۳۳۵ با سمت کمک کارشناس اقتصادی در سازمان برنامه استخدام شد. چهار سال بعد برای تحصیل در رشته مدیریت به آمریکا رفت. در سال ۱۳۴۴ به سمت معاون نخست وزیر و رئیس دفتر بودجه منصوب شد. در سال ۱۳۴۷ به وزارت کار و امور اجتماعی ایران رسید و چهار و نیم سال در این سمت باقی ماند.
در دی ۱۳۵۱ در مقام وزیر و رئیس به سازمان برنامه و بودجه بازگشت و تا مرداد ۱۳۵۶ (استعفای دولت هویدا) این مسوولیت را بر عهده داشت.
بعد از دولت هویدا به دبیر کلی بنیاد فرح رسید. در دوران نخستوزیری بختیار بازداشت شد؛ ولی در نخستین روزهای انقلاب از زندان گریخت و پس از سه ماه و نیم زندگی در خفا به فرانسه رفت.
وی از وزیران مهم دهه آخر سلطنت پهلوی بود. در مقام رئیس سازمان برنامه و بودجه نه تنها با نخستوزیر و کلیه وزیران تماس روزمره و مستمر داشت بلکه به طور منظم برای دادن گزارش و دریافت دستور با شاه دیدار میکرد و در بیشتر جلسات مهم تصمیمگیری حضور داشت یا از طریق روابط نزدیکش با امیرعباس هویدا از نتایج آنها آگاه میشد.
محمد ناصر قشقایی_نوار یکم - بخش یکم
ایلخان قشقائی ، سیاستمدار ، نماینده مجلس شورای ملی از فیروزآباد فارس، سناتور فارس در مجلس سنا
محمد ناصر صولت قشقایی معروف به ناصر خان فرزند ارشد صولتالدوله قشقایی است. او، از ایلخانهای ایل قشقائی و از سیاستمردان دورهٔ پهلوی تا قبل از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود.
محمود فروغی ـ نوار اول بخش اول
محمود فروغی (متولد ۱۲۹۴ درگذشت ۱۳۶۹در آمریکا) فرزند محمدعلی فروغی نخستوزیر دوران پهلوی است. وی فارغالتحصیل دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی از دانشگاه تهران و از کارمندان وزارت خارجه و در دوران خدمت خود سرکنسول ایران در نیویورک ، سفیرایران در برزیل و سوئیس و آمریکا و افغانستان ، معاون وزارت امور خارجه و کفیل وزارت امور خارجه بود
قاسم لاجوردی-نوارسوم-بخش دوم
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
قاسم لاجوردی-نوارسوم-بخش اول
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
قاسم لاجوردی-نوار دوم-بخش دوم
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
قاسم لاجوردی-نوار دوم-بخش اول
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
قاسم لاجوردی-نوار اول-بخش دوم
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
قاسم لاجوردی-نوار اول-بخش اول
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود
اکبر لاجوردیان
خانواده لاجوردی فعالیت اقتصادی خود را از سال ۱۲۷۰ شمسی با فعالیتهای حاج سیدمحمد لاجوردی و برادرش شروع کرد.
خاندان لاجوردی از اواخر دوره ناصرالدین شاه تا آخر دوره پهلوی، در بیشتر عرصه اقتصادی اعم از صادرات و واردات و نیز از سال ۱۳۳۰ به بعد در بخش صنعت و خدمات به ویژه صنایع غذایی، نساجی، شوینده، ساختمان، بانکداری و بیمه فعال بودند.
لاجوردیها در بسیاری زمینهها جزو پایهگذاران بخش خصوصی نوین در ایران بودند. آنها اولین شرکت خصوصی کامپیوتری ایران را بعد از شرکت ملی نفت تأسیس کردند. نسل اول و دوم و سوم این خانواده در فعالیتهای بازرگانی (واردات و صادرات) فعال بودند اما با شروع فعالیتهای نسل سوم شاهد گسترش فعالیتهای آنان در صنعت هستیم.
محمود لاجوردی
خانواده لاجوردی فعالیت اقتصادی خود را از سال ۱۲۷۰ شمسی با فعالیتهای حاج سیدمحمد لاجوردی و برادرش شروع کرد.
خاندان لاجوردی از اواخر دوره ناصرالدین شاه تا آخر دوره پهلوی، در بیشتر عرصه اقتصادی اعم از صادرات و واردات و نیز از سال ۱۳۳۰ به بعد در بخش صنعت و خدمات به ویژه صنایع غذایی، نساجی، شوینده، ساختمان، بانکداری و بیمه فعال بودند.
لاجوردیها در بسیاری زمینهها جزو پایهگذاران بخش خصوصی نوین در ایران بودند. آنها اولین شرکت خصوصی کامپیوتری ایران را بعد از شرکت ملی نفت تأسیس کردند. نسل اول و دوم و سوم این خانواده در فعالیتهای بازرگانی (واردات و صادرات) فعال بودند اما با شروع فعالیتهای نسل سوم شاهد گسترش فعالیتهای آنان در صنعت هستیم.
نسل اول
حاج سید محمد نیل فروش «لاجوردیها» بودند که در سال ۱۲۴۷ هجری شمسی در کاشان به دنیا آمد پدرش میرزاابولقاسم و مادرش ملقب به خانم بزرگ بوده است.
نسل دوم
حاج محمود لاجوردی در کاشان به دنیا آمد پدرش سید محمد و مادرش فاطمه خانم مرتضوی بود.
اکبر لاجوردیان برادر محمود لاجوردی متولد سال ۱۳۰۲ شمسی.
نسل سوم
احمد لاجوردی فرزند محمود لاجوردی که از سال ۱۳۱۷تا اوایل ۱۳۵۸ قریب ۴۰ سال در عرصه تجارت و صنعت مدرن ایران به عنوان یک کارآفرین برجسته و یکی از مؤسسان گروه صنعتی بهشهر فعالیت داشت.
قاسم لاجوردی فرزند محمود لاجوردی از بنیانگذاران گروه صنعتی بهشهر بود که در روز ۲۹ دیماه (۱۹ ژانویه) ۱۳۸۹ در بیمارستانی در شهر توسان ایالت آریزونای آمریکا درگذشت.
حبیب لاجوردی فرزند محمود لاجوردی نیز از نسل سوم این خاندان محسوب میگردد.
محمد مهدی طالبی داماد محمود لاجوردی.
نسل چهارم
علی لاجوردی متولد ۲۵ فروردین سال ۱۳۲۶ فرزند احمد لاجوردی است که به همراه برادر خود حمید لاجوردی متولد ۱۳۲۷ از نسل چهارم محسوب میگردند و به همراه دیگر افراد خاندان لاجوردی نقش بزرگی در صنعت قبل از انقلاب داشتند.
ابوالقاسم خردجو_نوار سوم-بخش دوم
مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نایب رئیس صندوق معادن ایران
ابوالقاسم خردجو_نوار سوم-بخش اول
مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نایب رئیس صندوق معادن ایران
ابوالقاسم خردجو_نوار دوم-بخش دوم
مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نایب رئیس صندوق معادن ایران
ابوالقاسم خردجو_نوار دوم-بخش اول
مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران و نایب رئیس صندوق معادن ایران
ابوالقاسم خردجو_نوار اول-بخش اول
ابوالقاسم خردجو (۱۲۹۴–۱۳۶۵) از مدیران بانکی ایرانی بود. وی از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۷ مدیر عامل بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران بود. تحت رهبری او، این بانک بیشتر سرمایهٔ خود را از بازارهای بینالمللی جذب میکرد. او همچنین نایب رئیس صندوق معادن ایران بود.
خردجو در سال ۱۲۹۴ در یک خانواده مذهبی و بازاری در اصفهان متولد شد. تحصیلات خود را در مدرسه دارالفنون، دانشسرای عالی و مدرسه اقتصاد لندن در حسابداری انجام داد. در دوره نخست وزیری محمد مصدق، به همراه هیئت خلع ید به آبادان اعزام شد و یک سال به عنوان کارشناس خبره مالی در شرکت نفت مشغول بود. پس از کودتای ۱۳۳۲ در دوره ریاست ابوالحسن ابتهاج به مدت یک سال در سازمان برنامه و بودجه کار کرد و سپس دوباره در شرکت نفت مشغول به کار کرد. از پاییز سال ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۳۹ در بانک جهانی در واشینگتن کار کرد. پس از تأسیس بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران در سال ۱۳۳۸ قرارداد خیلی از مدیران و رؤسای ادارات بانک که خارجی بودند در سال ۱۳۳۹ تمام شد سازمان برنامه از خردجو دعوت کرد مدیریت بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران را بر عهده بگیرد. او با پذیرفتن این دعوت یک تیم تکنوکرات و متخصص تشکیل داد تا ۱۳۵۷ این منصب را بر عهده داشت. او درگیر سیاست نبود و علاقه اش توسعه صنعتی بود. او بر این باور بود که بالا بردن سطح زندگی، رفاه اجتماعی و بهبود وضع اقتصادی مردم منجر به افزایش آگاهی آنها میشود. او به شیوه حکومت محمدرضاشاه انتقاد داشت. خردجو در تابستان ۱۳۶۵ در واشینگتن در گذشت و در همانجا مدفون شد.
بنا بر اسناد سفارت بریتانیا در سالهای دهه ۴۰ «مهدی سمیعی در مقام ریاست بانک مرکزی ایران، علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد، ابوالقاسم خردجو در سمت رئیس بانک صنعتی معدنی و صفی اصفیا در جایگاه رئیس سازمان برنامهوبودجه هماهنگی حیرتانگیزی را از خود به نمایش گذاشتند».
همگنان وی او را یکی از درستکارترین، موشکافترین، باوجدانترین و آگاهترین مدیران امور مالی نسل خود میدانستند.
ابوالحسن ابتهاج_نوار اول
ابتهاج در سال ۱۲۹۹ پس از انجام مصاحبه و شرکت در آزمون ورودی به استخدام بانک شاهنشاهی ایران (به عنوان مدیر دارالترجمه) درآمد و مدارج ترقی را به سرعت پیمود.به طوری که در سال در سال
۱۳۰۹ به سمت معاونت بازرس کل منصوب شد. این ارتقا او را مبدل به یکی از ارشدترین مقامات ایرانی بانک نمود. با این حال پیشرفتش او را راضی نمیکرد. به خصوص که میدید در این زمینه تبعیضهایی نه فقط برای او بلکه برای همه ایرانیانی که برای بانک شاهی کار میکردند وجود داشت. در نهایت این امر باعث شد که پس از ۱۶ سال کار کردن برای بانک از شغلش استعفا دهد و با توجه به سابقه آشناییش با علی اکبرخان داور به خدمت وزارت مالیه درآید. دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۱۷ به معاونت بانک ملی ایران، در سال ۱۳۱۹ به ریاست بانک رهنی و نهایتاً در سال ۱۳۲۱ به ریاست بانک ملی رسید. جایی که به او این امکان را میداد که سیاستهایش را به مؤسسهای دیکته کند که زمانی به درخواست او برای شرایط برابر گوش نداده بود. به نوشته سر دنیس رایت او در این دوره به تفوق بانک شاهی خاتمه داد و بانک ملی را از هر جهت تبدیل به بانک مرکزی کشور نمود
اما روحیهٔ سازشناپذیر او در برابر مداخله و فساد، دشمنان بسیار برایش آفرید و نهایتاً در سال ۱۳۲۹ از ریاست بانک کنار گذاشته شد و به عنوان سفیر ایران در فرانسه منصوب گردید. هر چند او تمایلی به این پست نداشت علا وی را متقاعد ساخت که ماندنش در ایران به صلاحش نیست. نتیجتاً عازم آن کشور شد اگر چه با توجه به روحیه اش و اختلاف ایجاد شده با وزارت خارجه پس از دو سال از سفارت معزول گردید. اما با توجه به شهرت بینالمللی که تا آن موقع کسب کرده بود به او پیشنهاد شد که به صندوق بینالمللی پول برود؛ لذا در سال ۱۳۳۱ ابتدا به عنوان مشاور رئیس صندوق و سپس به عنوان مدیر بخش خاورمیانه این نهاد بینالمللی مشغول به کار شد. روابطی که در این دوره با شخصیتهای مهم مالی دنیا برقرار کرد برای فعالیتهای بعدی او مفید واقع گردید. او در سال ۱۳۳۳ با اتمام قراردادش به ایران آمد و به ریاست سازمان برنامه منصوب گردید. حضور او در سازمان برنامه مصادف با سال پایانی برنامه عمرانی اول بود و جالب آن است که بخش قابل توجهی از اعتبارات این برنامه در همین دوره هزینه گردید. او سپس به تدوین برنامه عمرانی دوم به کمک کارشناسان و نخبگان کشور مبادرت ورزید و اجرای آن را تا سال ۱۳۳۷ - یعنی تقریباً تا نیمه آن - بر عهده داشت.
اما خدمت اصلی و مهم ماندگار ابتهاج طی دوره تصدیش، تحول در ساختار برنامهریزی در ایران و استفاده از دانش اقتصاد در برنامهریزی بود. اولین چیزی که توجه او را جلب کرد نبود یک دفتر اقتصادی در سازمان برنامه بود. چیزی که ایجاد آن در شرایط آن روز چندان ساده نمینمود. او مینویسد
در اثر مطالعاتی که در اولین روزهای شروع به کارم در سازمان برنامه کرده بودم به این نتیجه رسیدم که باید برای حسن جریان کارها دو دستگاه مختلف داشته باشم. یک دفتر اقتصادی و یک دفتر فنی. تأمین اعتبار برای تشکیل دفتر فنی اشکالی نداشت… اما برای ایجاد دفتر اقتصادی با مشکل مواجه بودم. میبایست اعضای کمیسیون [برنامهٔ مجلس] را قانع کنم که کارهای اقتصادی اقتصاددان لازم دارد. من اطمینان دارم که اگر موضوع استخدام اقتصاددان را با کمیسیون مطرح میکردم آنها میگفتند که اقتصاددان برای چه میخواهید؟ ما در وزارت دارایی تعداد زیادی اشخاص مجرب داریم. اشخاصی که سی سال در وزارت مالیه بودهاند و هر چه دلتان از اقتصاد میخواهد به شما خواهند گفت… به این جهت دنبال این فکر رفتم که اعتبار ایجاد دفتر اقتصادی را از محل دیگری فراهم کنم
پس از چندی او توانست با بنیاد فورد برای تأمین مالی مشاوران اقتصادی به توافق برسد و اعضای علمی دفتر اقتصادی با نظر پروفسور میسون از دانشگاه هاروارد انتخاب و در سازمان برنامه مشغول به کار شدند. این عده که به گروه مشاوران هاروارد موسوم شدند به همراه اقتصاددانان ایرانی که ابتهاج آنها را گرد آورده بود تدوین برنامه عمرانی سوم آغاز کردند.
ابوالحسن ابتهاج در سال ۱۳۴۰ دستگیر و هفت ماه را در زندان گذرانید. او همچنین بانک ایرانیان را با کمک مالی همسرش آذر و نیز در سال ۱۳۵۳ شرکت بیمهٔ بینالمللی ایران-آمریکا را تأسیس کرد.
محمدمهدی سمیعی_نوار اول-بخش اول
مهدی سمیعی، فرزند ابراهیم نبیل سمیعی، گیلک و عضوی از خاندان باسابقه و فرهنگ دوست سمیعی و نوه ادیبالسلطنه (حسین سمیعی)، شخصیت ادیب و سیاستمداری بود که هم در دوران قاجار و هم در سالهای اولیه سلطنت رضاشاه در سیاست و فرهنگ ایران نقش داشت.
او در سال ۱۳۱۴ همراه با گروهی از ایرانیان که در امتحان هوش و استعداد برگزیده شده بودند، برای ادامه تحصیل راهی بریتانیا شد و در ولز به مدرسه و دانشگاه رفت. از آن جمع اسحاق آپریم اقتصاددان چپ گرا و از اعضای اولیه مؤثر حزب توده و بعدها استاد اقتصاد در دانشگاه آکسفورد، ابوالقاسم خردجو، بنیانگذار بانک توسعه صنعت و معدن و از چهرههای جهانی شده ایران، بودهاند.
سمیعی و خردجو و آپریم در بازگشت به ایران در بانک ملی مشغول شدند زیرا به گفته ابتهاج به خرج بانک ملی به خارج فرستاده شده بودند . در این زمان حزبی را پی ریزی کردند که ابوالحسن ابتهاج، رئیس وقت بانک آن را از روی اساسنامه حزبی بلشویکی دید و با آن درگیر شد، اسحاق آپریم را به جرم آن که عضو حزب توده بود، راند و مهدی سمیعی را به زاهدان تبعید کردند و خردجو نیز رفت تا در بانکهای بزرگ بینالمللی بخت خود را بیازماید.
سمیعی در همان زاهدان هم بیکار ننشست و به ساختن مرکزی برای بانک و آموختن حسابداری و بانکداری به جوانان بومی مشغول گردید و ابتهاج ناگزیر حکم معاونت بانک ملی استان را برایش صادر کرد و بعد از بازگشت به تهران هم وی را به معاونت و بعد از آن ریاست اداره خارجه بانک برگمارد.
همزمان با نهضت ملی کردن نفت، مهدی سمیعی و ابوالقاسم خردجو به خواست دکتر مصدق همراه هیئت خلع ید به آبادان رفتند تا نظارت بر عملیات حسابداری و حسابرسی شرکت نفت را به عهده گیرند.
سقوط دولت مصدق میتوانست باعث مهاجرت جوانان نخبه ملیگرا شود، اما نرمش سپهبد زاهدی نخست وزیر بعدی و نیاز کشور به نخبگان مانع از این شد؛ چنان که سمیعی ماند، خردجو هم از یک شغل مدیریتی بینالمللی در منطقه جنوب شرقی آسیا برگشت. آنها و دهها تن دیگر از جوانان دانشآموخته به دعوت شخصیت مستقلی مانند ابوالحسن ابتهاج که خیالهای بزرگ در سر داشت، به سازمان برنامه رفتند تا شالوده برنامهریزی و تدوین یک برنامه توسعه را بریزند.
سمیعی به بانک توسعه صنعتی و معدنی رفت، ابتدا معاون و سپس رئیس آن جا شد و در همین مقام بود که توانست با دیگرانی که زمینههای تأسیس بانک مرکزی را میریختند همرای شود و از همین رو، بعد از پورهمایون، ریاست بانک مرکزی را به عهده گرفت.
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
رئیس ستاد بزرگارتشتاران از ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۰، رئیس سازمان تحقیقات و ارزیابی رزمی ، سفیر ایران در اسپانیا
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۴-۱۱-۱۹۸۱
محل مصاحبه : لندن ، انگلستان
فریدون جم در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد، پدرش محمود جم (مدیرالملک) از مدیران دوره قاجار و به دلیل زباندانی از اعضای محلی سفارتخانههای اروپایی بود، او بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ وارد دولت شد و بعدها در حکومت رضاشاه پهلوی به ریاست دولت و وزارت دربار رسید. ارتشبد جم تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران و پاریس تکمیل کرد و برخلاف میل و اصرار پدرش به دانشکده افسری سن سیر فرانسه رفت. به گفته خودش، از هشت سالگی عاشق نظام بود، پس از اسمنویسی در دانشکده افسری علاقهای هم به بازگشت به ایران نداشت و میخواست در ارتش فرانسه خدمت کند. اما رضاشاه پهلوی با مناسب تشخیص دادن وی برای همسری دخترش، به محمود جم (نخستوزیر) دستور داد که پسرش را به تهران احضار کند. فریدون جوان با اکراه مجبور به اطاعت امر شد و تحصیلات خود را در دانشکده افسری تهران تکمیل کرد، در سال ۱۳۱۶ با درجه ستوان دومی فارغالتحصیل شد و یک سال بعد با شاهدخت شمس، خواهر بزرگتر محمدرضا پهلوی ازدواج کرد
فریدون جم به همراه دیگر اعضا خانواده پهلوی از جمله همراهان رضاشاه در دوران تبعید در جزیره موریس و ژوهانسبورگ بود و در این دوران روابط نزدیکی با وی داشت. با مرگ رضاشاه پهلوی در ژوهانسبورگ در سال ۱۳۲۳ فریدون هم به ایران بازگشت و به ازدواج مصلحتی خود با شمس پهلوی خاتمه داد و خود را وقف زندگی نظامی کرد. فریدون جم دانشگاه جنگ را در انگلستان گذراند و با درجه سرتیپی فرمانده دانشکده افسری شد. او آن دانشکده را بر اساس مدل کشورهای غربی به صورت نهاد آموزش نظامی مدرن و پیشرفتهای درآورد. پس از دانشکده افسری، فریدون جم مدارج فرماندهی را سپری کرد تا با درجه سپهبدی جانشین رئیس (قائم مقام) ستاد بزرگ ارتشتاران شد.
در اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۸، به دنبال بالاگرفتن اختلافات مرزی ایران و عراق در اروندرود که به برکناری چندتن از فرماندهان ارشد ارتش ایران، از جمله ارتشبد بهرام آریانارئیس ستاد بزرگ ارتشتاران منجر شد، سپهبد فریدون جم به جای او منصوب شد و چند ماه بعد درجه ارتشبدی گرفت. در این مقام هم ارتشبد جم سعی کرد که با استفاده از تجربیات و معلومات نظامی و مدیریتی خود، سازمان ارتش ایران را دگرگون کند و تا حد زیادی هم در این راه موفق شد اما بدلایلی از جمله عدم اختیارات کافی، با شاه دچار اختلاف شد. سرانجام پس از چند بار برخوردهای کاری با شاه در تیرماه سال ۱۳۵۰ از ریاست ستاد ارتش برکنار شد و چندماه بعد به عنوان سفیر به اسپانیا رفت. در طول شش سال سفارت در مادرید، ارتشبد جم که اضافه بر فارسی و ترکی آذربایجانی، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی هم تسلط کامل داشت، اسپانیایی را چنان فرا گرفت که توانست سرودههای فریدون توللی شاعر ایرانی را به آن زبان ترجمه و منتشر کند. ارتشبد جم که در سال ۱۳۵۲ از ارتش بازنشسته شد، یک سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، دوران سفارتش هم به پایان رسید و به اتفاق همسرش فیروزه و تنها فرزندش کامران مقیم لندن شد و دوران بازنشستگی کامل خود را آغاز کرد
فریدون جم در ۱۳۵۷ توسط دولت شاپوربختیار چند بار برای عضویت در هیئت دولت دعوت شد و مذاکراتی را نیز با شاه انجام داد اما بهدلیل نداشتن اختیارات کافی در وزارت دفاع، حاضر به پذیرش این پست نشد. او همچنین بیانیهٔ بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را از لحاظ حقوقی خلاف موازین میدانست. وی از مقاماتی در دوران سلطنت پهلوی بود که پس از انقلاب نیز خوشنام باقیماند. او در سالهای پس از انقلاب از جهتگیریهای سیاسی پرهیز کرد اما در دوران جنگ به حمایت از نیروهای مسلح ایران پرداخت. وی در روز ۴ خرداد ۱۳۸۷ در سن ۹۴ سالگی در شهر لندن درگذشت.
پسر دکتر مصدق ، پزشک سرشناس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۰۲-۰۷-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
پسر دکتر مصدق ، پزشک سرشناس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۰۲-۰۷-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
پسر دکتر مصدق ، پزشک سرشناس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۰۲-۰۷-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
پسر دکتر مصدق ، پزشک سرشناس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۰۲-۰۷-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
پسر دکتر مصدق ، پزشک سرشناس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۰۲-۰۷-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس ، فرانسه
غلامحسین مصدق (زاده ۱۲۸۵ در تهران - درگذشته ۸ مرداد ۱۳۶۹ در تهران) پزشک سرشناس و پسر دکتر محمدمصدق بود.
وی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. در مدرسه سن لویی تهران زبان فرانسه را تکمیل کرد و در سال ۱۳۰۱ برای ادامه تحصیلات متوسطه عازم اروپا شده در شهر لیون فرانسه اقامت گزید. نامبرده سپس در دانشکده پزشکی دانشگاه لوزان سوییس به تحصیل علم طب پرداخت و تخصصش را در رشته جراحی زنان گرفت. بعد از خاتمه تحصیل و مراجعت به وطن، به خدمتوظیفه عمومی رفت و در بعداً در سال ۱۳۱۴ شمسی در دانشکدهی پزشکی دانشگاهتهران با سمت استادی کرسی امراض زنان به فعالیت پرداخت. دکتر غلامحسین مصدق همزمان در بیمارستاننجمیه که وقف مادربزرگش، خانم نجم السلطنه بود به مداوای بیماران پرداخت.
در جریان دستگیری و تبعید دکتر محمدمصدق به بیرجند در تیرماه ۱۳۱۹ خورشیدی، دکتر غلامحسین مصدق توسط ارنست پرون از محمد رضا پهلوی ولیعهد طلب شفاعت کرد که به انتقال محمد مصدق به ملک او در احمدآباد ساوجبلاغ انجامید.
در جریان نخست وزیری دکتر محمد مصدق، از همراهان همیشگی پدرش بود و او نیز بعد از کودتای مرداد ۱۳۳۲ گرفتار حبس و تبعید شد. بعداز آزادی و مراجعت به تهران، از معدود اشخاصی بود که حق ملاقات با دکتر مصدق در احمدآباد را داشت
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۵-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده :ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه :۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۳-۶-۱۹۸۳ محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۳-۶-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال،ویرجینیا ن
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ،شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ،شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۴-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال , ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال ، ویرجینیا
استاندار فارس ، شهردار تهران
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی تاریخ مصاحبه : ۱۱-۵-۱۹۸۳
محل مصاحبه : آناندال، ویرجینیا
نخستین کار و شغل دولتی امینی در دوران زمامداری دکتر محمد مصدق، ریاست بازرسی نخست وزیری بود. وی مدتی نیز ریاست سازمان تامین اجتماعی را که به تازگی و برای نخستین بار به دستور دکتر محمد مصدق بنیانگذاری شده بود، بر عهده داشت.
پس از رویداد تاریخی سی تیر و در عهد نخستوزیری دکتر مصدق، نصرتالله امینی در حالی که ۳۵ سال بیش نداشت به عنوان شهردار تهران منصوب شد. و سریعاً کار خطیر مبارزه با فساد را در شهرداری آغاز کرد. از جمله اقدامات ماندگار امینی در این ایام، ایجاد پارک شهر تهران بوده است.
امینی در تمام دوران زمامداری و زندگانی دکتر مصدق، مشاور نزدیک و خدمتگزار او بود، و دکتر مصدق را همواره «مراد» خویش میدانست.
پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و در طول محاکمه دکتر محمد مصدق در دادگاه نظامی شاه، نصرتالله امینی همه گونه همکاریهای پیگیرانه و فعالیت گسترده را با سرهنگ جلیل بزرگمهر وکیل دکتر مصدق مبذول داشت. او در تمام مدت تبعید دکتر مصدق در احمدآباد به عنوان وکیل خصوصی ایشان تا واپسین روزهای زندگی آن زندهیاد از نزدیکترین یاران مورد اعتماد او به شمار میرفت. و تنها کسی بود که خارج از دایره بستگان درجه اول، اجازه ملاقات و دیدار با ایشان را در احمدآباد داشت.
امینی پس از کودتای ۲۸ مرداد، بارها به همراه دیگر رهبران نهضت ملی بازداشت شد و شش بار نیز به زندان رفت.
نصرتالله امینی در دوران دولت موقت به دعوت مهندس مهدی بازرگان به استانداری فارس رفت. و در این مقام، تختجمشید، شاخصترین میراث کهن و باستانی ایران زمین را از گزند تخریب با جد و جهدی ستودنی حفظ کرد. زمانی که ایشان مطلع شد که عدهای با عزم ویران کردن تختجمشید به حرکت درآمدهاند، طی نطقی رادیویی اعلام کرد: «برای انجام چنین عملی باید از روی جنازه من عبور شود».
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک برلین
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک برلین
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک برلین
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک
برلین مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک برلین
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
قائم مقام ساواک ، رئیس ساواک برلین
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱-۳-۱۹۸۶ پاریس
حسن علویکیا (۱ دسامبر ۱۹۱۲ - ۲۰ آوریل ۲۰۱۳) از ژنرالهای برجسته دوران پهلوی و از بنیانگذاران سازمان ساواک بود
علویکیا معاون امنیت داخلی ساواک در دوره تیمور بختیار و قائممقام ساواک در دوره تیمسار پاکروان بود. آخرین مسئولیت وی ریاست ساواک برلین بود که بعد از سفر شاه به آلمان در بهار سال ۱۳۴۶ و تظاهرات دانشجویان، از این سمت برکنار شد. وی زمانی که در ساواک بود افراد زیادی را استخدام کرد که از جمله آنها میتوان به پرویز ثابتی و عیسی پژمان و علینقی عالیخانی اشاره کرد
علویکیا در سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفت و دیگر به ایران بازنگشت. تا اینکه سرانجام در روز جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ در سن ۱۰۲ سالگی در سندیهگوی ایالت کالیفرنیای آمریکا درگذشت
(وزیر خارجه و سفیر ایران در آلمان و انگلستان )
تاریخ مصاحبه : ۱۸-۱۰-۱۹۸۵
محل مصاحبه: لندن
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
(وزیر خارجه و سفیر ایران در آلمان انگلستان )
تاریخ مصاحبه:۱۵-۱۰-۱۹۸۵
محل مصاحبه:لندن
مصاحبه کننده:حبیب لاجوردی
(وزیر خارجه و سفیر ایران در آلمان و انگلستان )
تاریخ مصاحبه:۱۵-۱۰-۱۹۸۵
محل مصاحبه:لندن
مصاحبه کننده:حبیب لاجوردی
(وزیر خارجه و سفیر ایران در آلمان و انگلستان )
تاریخ مصاحبه:۱۵-۱۰-۱۹۸۵
محل مصاحبه:لندن
مصاحبه کننده:حبیب لاجوردی
(وزیر خارجه و سفیر ایران در آلمان و انگلستان )
تاریخ مصاحبه:۱۵-۱۰-۱۹۸۵
محل مصاحبه:لندن
مصاحبه کننده:حبیب لاجوردی
امیر خسرو افشار قاسملو (۱۲۹۸–۱۳۷۸) فرزند سردار سیف السلطنه افشار در شمیرانات تهران متولد شد. مادر وی از خانواده مستوفی ها بود دوران متوسطه را در کالج البرز گذراند. بعد از تحصیل در آلمان، سوربن فرانسه، در نهایت لیسانس خود را از دانشگاه ژنو دریافت کرد. در وزارت خارجه کار خود را از اندیکاتوری شروع کرد. سفیر ایران در آلمان غربی، فرانسه و انگلستان بود. در کابینه شریف امامی وزیر خارجه ایران بود.
دوست صمیمی امیر عباس هویدا ، وکیل دادگستری
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۵-۱۰-۱۹۸۵ پاریس
دوست صمیمی امیر عباس هویدا ، وکیل دادگستری
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۵-۱۰-۱۹۸۵ پاریس
دوست صمیمی امیر عباس هویدا , وکیل دادگستری
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۲۵-۱۰-۱۹۸۵ پاریس
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار در مجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار در مجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار در مجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار درمجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار درمجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار درمجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
معاون نخست وزیر ، نماینده رودبار در مجلس شورای ملی
مصاحبه کننده حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۳-۱۹۸۳ لندن
مصطفي الموتي متولد 1306 تهران فرزند محمد حسين الموتي، تحصيلات ابتدايي را در مدرسه تمدن و عسجدي و دوره متوسطه را در دبيرستان دارايي تهران در رشته مالي و تجاري گذراند، وي ابتدا ليسانس حقوق قضايي خود را از دانشگاه تهران دريافت و سپس از همان دانشگاه موفق به اخذ دکتري اقتصاد گرديد. پانزده ساله بود که کار روزنامهنگاري را آغاز نمود(1321) و سالهاي سال خبرهاي پارلماني را تهيه ميکرد. در 1324 در کنار کار مطبوعاتي در وزارت دارايي استخدام شد.
در سال 1329با عفت عميدي نوري خواهر ابوالحسن عميدي نوري (صاحب امتياز روزنامه "داد")، که وکيل پايه يک دادگستري، رئيس کميسيون شوراي عالي زنان و روزنامه نگاربود، ازدواج کرد و سپس به عنوان سردبير روزنامه "داد"معرفي گرديد.
قبل از 28 مرداد 1332 به نفع حزب توده فعاليت و در رفراندم دکتر مصدق به نفع وي در مازندران فعاليت مينموده است و يکي از گردانندگان حزب پيشه در کلات نور بود. ولي سپس از طرفداران رژيم پهلوي گرديده و با حزب توده و سياست شوروي مخالف شد. در سالهاي 1331 و 1332 در روزنامه "داد" مقالات تندي عليه دولت دکتر مصدق نوشت و به عضويت حزب مليون درآمد. الموتي پس از کودتاي 28 مرداد روزنامه صبح امروز و مجله علمي دانشمند را منتشر نمود.
وي مدتي عضو هيئت مديره بنگاه عمران روستايي کشور و عضو هيئت مديره شرکت معاملات خارجي بود. در 14 آذر ماه 1338 در دولت دکتر اقبال معاون نخستوزير و مدير کل سازمان بازرسي شد و در 1339 با استعفا از معاونت نخستوزيري نامزد نمايندگي مجلس شد که از طرف مردم رودبار، الموت، قاقازان و طارم سفلي براي اولين بار به نمايندگي انتخاب شد، تا دوره بيست و چهارم مجلس شوراي ملي شش بار نماينده مجلس شوراي ملي و يکبار به عضويت مجلس مؤسسان انتخاب شد. وي در بعضي مؤسسات مطبوعات بين المللي عضويت داشت. و در بسياري از کنفرانسهاي جهاني روزنامهنگاران شرکت ميکرد. او همچنين عضو هيئت اجرايي و دفتر سياسي حزب رستاخيز بود و به پاس خدمت به رژيم پهلوي نشانهاي سوم همايون و سوم تاج را دريافت نمود، وي عضو هيئت مديره جمعيت شير و خورشيد سرخ که توسط شمس پهلوي اداره ميشد، نيز بوده است.
همزمان با اوجگيري انقلاب اسلامي به خارج از کشور رفت و از سال 1354 رياست کلوپ روتاري را برعهده گرفت، در اين سالها کتاب شانزده جلدي ايران درعصر پهلوي را نوشت که در آن به نوشتن خاطرات خود و توصيف شخصيتهاي پهلوي ميپردازد دکتر الموتي هماکنون مقيم لندن ميباشد
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۱-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۰-۴-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹-۳-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹-۳-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹-۳-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
(عضو جبهه ملی ایران)
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۱۹-۳-۱۹۸۶
محل مصاحبه : آرلینگتون - تگزاس
مهندس احمد زیرک زاده یکی از یاران وفادار نهضت ملی ایرانیان و دکتر مصدق بود.جد بزرگ وی معروف به ملا زیرک بود که از یزد پای در راه تهران نهاده بواسطه سواد و آشنایی اش با علوم عقلی و نقلی به دربار قاجارها نیز راه یافت.این خانواده اصالتا از اهالی منشاد یزد بودند و پدر زیرک زاده از زادگاهش کنده به اصفهان ساکن شده همزمان با بالا گرفتن کار مشروطه خواهان و بواسطه دوستی نزدیکش با ملک المتکلمین و سیدجمال واعظ وارد عرصه سیاست شد.وی مردی آداب دان و آشنای به زبان فرانسه بود.بعد از پدر نیز پسر یعنی مهندس احمد زیرک زاده پای دز راه سیاست نهاده بعد از شهریور۱۳۲۰در تاسیس حزب ایران و بعد پاگرفتن جبهه ملی نقش آفرینی نمود.وی از جمله وکلای موثر جبهه ملی در مجلس هفدهم بود که حتی سالهای بعد کودتا هم به آرمانهای مصدق و مردمان آرزومند کشور خود وفادار ماند
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
(عضو نهضت آزادی ، یار نزدیک آیت الله طالقانی)
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
مصاحبه کننده : حبیب لاجوردی
تاریخ مصاحبه : ۴-۳-۱۹۸۳
محل مصاحبه : پاریس
محمد آقا مدیر شانهچی (زاده: مشهد - درگذشت ۲۸ آذر ۱۳۸۷ مشهد) از تجار و فعالان سیاسی - مذهبی در نهضت ملی شدن صنعت نفت و وقایع ۵۷ بود. وی در کنار محمد تقی شریعتی و پوران شریعت رضوی (همسر علی شریعتی) پس از انقلاب تشکیلاتی بنام "اقامه" در مشهد تاسیس کردند که هدف آن دفاع از قانون اساسی اعلام شده بود. این تشکل که گنجهای از چهرههای شاخص آن بود پس از تاسیس شورای ملی مقاومت ایران به آن پیوست. در سالهای بعد اغلب اعضا از آن جدا شدند. پس از درگیریهای خرداد ۶۰ وی نیز مورد غضب و برخورد دولتمردان قرار گرفت. چهار تن از فرزندان وی در درگیری با نیروهای حکومتی قبل و بعد از انقلاب کشته شدند.
حاج محمد شانهچی متولد۱۳۰۱ در مشهد. وی رئیس دفتر آیت الله طالقانی و از فعالان سیاسی و نیز دستاندرکاران اصلی ارتباط و پشتیبانی با مبارزان رژیم شاه و همچنین ازحامیان مالی شخصیتهای امروز کشور پیش از پیروزی انقلاب دراواسط دهه پنجاه بود، به طوریکه ۱۵ سال، یک طبقه ازمنزل ایشان دراختیار آقای خامنهای در سه ماه محرم، صفر و رمضان بوده وحمایت مالی آقای خامنهای را به نیزعهده داشت.
او که لقب «معتمد التجار» را داشت، حمایت مالی تعداد زیادی ازکسبه و بازاریان مبارز را نیز برعهده گرفته بود، درمورد حمایتهای مالی ایشان ازآقای لاجوردی همین بس که پشت تمام سفتههای آقای لاجوردی قبل ازانقلاب، امضای حاج محمد شانه چی دیده میشود. آقای خامنهای درخاطراتش تعریف میکرد که من هرساعتی ازشبانه روز به خانه برمیگشتم، غذای من حاضر وآماده بود.
آقای شانه چی میگوید : یکسال آقای خامنهای به من اول ماه محرم گفت: حاج آقا دعا کن امسال خوب کار کنم و بتوانم یک ماشین بخرم، که ازقضا آن سال خوب کارکرد و توانست یک فولکس بخرد. بعد از انقلاب، یک دختر و دو پسرآقای شانه چی اعدام میشوند، آقای لاجوردی درمورد خود وی نیز دستور داده بود که او را زنده نیاورید، شاید که شرم داشت چشماش به چشم شانه چی بیفتد، اما شانه چی زنده دستگیر، ولی با مساعدت برخی دوستاناش موفق به فرار میشود و ۱۷سال در پاریس با فروش لباس زیر امرار معاش مینماید، و همچنین پناهگاهی برای ایرانیان آواره و درمانده درخارج از وطن میگردد.
زمانیکه در دهه ۷۰ با وساطت آقای خاتمی به ایران باز میگردد، تمامی اموال وی مصادره شده بود و شانه چی بعد از برگشت به ایران، با پولی که از راه فروش لباس زیر در پاریس جمع کرده بود، توانست دو مدرسه درمشهد بسازد. دراواخرعمر، اقوام شانه چی، وی را به سرای سالمندان سپردند؛ چرا که تمامی فرزندانش اعدام شده بودند و او دیگر کسی را نداشت، اما بازعدهای از دوستان با وفایش او را ازآنجا بیرون آورده و درخانهای با مراقبت مستمرنگهداری کردند
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۷-۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۷-۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۷-۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۷-۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۰۶-۰۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۰۶-۰۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۰۶-۰۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عضو جبهه ملی ، آخرین نخست وزیر پهلوی
مصاحبه کننده : ضیاء صدقی
تاریخ مصاحبه : ۰۶-۰۳-۱۹۸۴
محل مصاحبه : پاریس
عظمی عدل (نفیسی)
همسر شادروان حبیب نفیسی ، وی تحصیلات فارسی و فرانسۀ خود را از مدرسۀ ژاندارک تهران آغاز کرد. پس از اتمام آن به مطالعۀ ادبیات ایران و آثار نویسندگان فرانسه پرداخت. وی از مترجمان صاحب ذوق بهشمار میآمد. بانو عظمی از کشورهای فرانسه و انگلستان و سوئیس و آمریکا دیدن کرد و گذشته از زبان فرانسه به زبان انگلیسی نیز آشنائی داشت. از آثار وی ترجمه کتابهای "ترس از زندگی" ، "داستانهای دوشنبه" ، "سرخ و سیاه" ، "جامۀ پشمین" می توان نام برد
از سمتهای وی میتوان مدیر کل وزارت کار (1947) و عضو شورای سازمان زنان ایران نام برد
مهندس حبیب نفیسی زادهٔ ۱۲۸۷ در رشت درگذشت ۲۲ مرداد ۱۳۶۳ در تهران بنیانگذار دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) و مؤلف نخستین قانون کار در ایران بود.
حبیب نفیسی در سال ۱۳۰۸ در تهران دیپلم گرفت و برای ادامه تحصیل با هزینهٔ ارتش به اروپا رفت. پس از اخذ درجهٔ مهندسی فنی به ایران بازگشت و با درجهٔ افسری وارد ارتش شد. بعد از شهریور ۱۳۲۰به مدیرکلی وزارت پیشه و هنر رسید. در سال ۱۳۲۵ به معاونت وزارت کار رسید. در دوران نخست وزیری ابراهیم حکیمی به رهبری هیأت ایران در کنفرانس سازمان بینالمللی کار در پاریس شرکت کرد. در کابینه ۳۸ روزه حسین علاء (در سال ۱۳۲۹ ) کفالت وزارت کار را عهدهدار شد. پس از روی کار آمدن محمد مصدق به سمت وزیر مختاری ایران به آمریکا رفت.نفیسی پس از انجام ماموریت و بازگشت به ایران، ریاست سازمان "فنی حرفه ای" و معاونت فنی وزارت "فرهنگ" را عهده دار شد. او در دوران تصدی این مسئولیت شمار هنرستان ها و مراکز فنی حرفه را که انگشت شمار بودند به 110 یا به روایتی 150 واحد افزایش داد .مهندس نفیسی بلافاصله پس از ورود به وزارت آموزش و پرورش ایده تاسیس "پلی تکنیک" را دنبال کرد. شکل گیری اولیه دانشگاه "امیر کبیر" در آبان ماه 1335 بود که در آن زمان، هسته اولیه دانشگاه، به عنوان "پلی تکنیک تهران" به منظور توسعه فعالیت های دو موسسه فنی وقت "انستیتو مهندسی راه و ساختمان" و "هنرسرای عالی" شکل گرفتاو پس از بازنشستگی اجازه تأسیس یک دانشگاه فنی را گرفت و به نام «مدرسه عالی تکنیکوم نفیسی » نامگذاری کرد و از این راه مداخل زیادی عایدش گشت
با توجه به آنکه بعدها دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی از ادغام چندین دانشکده از جمله «مدرسه عالی تکنیکوم نفیسی » ایجاد شد، و اصلیترین بخش این دانشگاه نیز همین مؤسسه بوده است، مهندس حبیب نفیسی را میتوان مؤسس دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی نیز دانست
نفیسی علاوه بر تأسیس پلی تکنیک بنیانگذار دانشگاههای علم و صنعت و مازندران نیز بود
پدر حبیب نفیسی دکتر علیاصغر مودب نفیسی (مؤدبالدوله) نخستین وزیر بهداری ایران بود. همسر اول نفیسی زرین ملک دختر حسین حکیمی و نواده میرزامحمود خان حکیم الملک (عموی ابراهیم حکیمی حکیم الملک دوم) بود و در جوانی درگذشت. همسر دوم او عظمی عدل دختر یوسفخان مکرمالملک و خواهر یحیی عدل بود. نفیسی از طریق ازدواج دوم خود با محمدولی فرمانفرمائیان باجناغ شد. وی در مردادماه ۱۳۶۳ در گذشت و در بهشت زهرای تهران آرامگاه شماره ۴۳۷۷ به خاک سپرده شد
بهمن آبادیان
اقتصاددان ، معاون رئیس سازمان برنامه , رئیس بخش تحقیقات اقتصادی بانک مرکزی , عضو عالیرتبه و مشاور بانک جهانی
بهمن آبادیان
اقتصاددان ، معاون رئیس سازمان برنامه , رئیس بخش تحقیقات اقتصادی بانک مرکزی , عضو عالیرتبه و مشاور بانک جهانی
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز - درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی در روزگار خود بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت، و سال ۱۳۶۴ در پاریس جان سپرد، و در گورستان پرلاشز، با تشییع جمع بزرگی از ایرانیان پاریس، به خاک سپرده شد.
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز - درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی در روزگار خود بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت، و سال ۱۳۶۴ در پاریس جان سپرد، و در گورستان پرلاشز، با تشییع جمع بزرگی از ایرانیان پاریس، به خاک سپرده شد.
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز - درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی در روزگار خود بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت، و سال ۱۳۶۴ در پاریس جان سپرد، و در گورستان پرلاشز، با تشییع جمع بزرگی از ایرانیان پاریس، به خاک سپرده شد.
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز - درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی در روزگار خود بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت، و سال ۱۳۶۴ در پاریس جان سپرد، و در گورستان پرلاشز، با تشییع جمع بزرگی از ایرانیان پاریس، به خاک سپرده شد.
غلامحسین ساعدی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۴، تبریز - درگذشتهٔ ۲ آذر ۱۳۶۴، پاریس) همچنین معروف با نام مستعارِ گوهرِ مراد، نویسنده و پزشک ایرانی بود. ساعدی نمایشنامه نیز مینوشت و پس از بهرام بیضایی و اکبر رادی از نامدارترین نمایشنامهنویسان زبان فارسی در روزگار خود بهشمار میرفت.
ساعدی در ادبیات و اندیشهٔ سیاسی از پیروان جلال آل احمد بهشمار میرفت؛ و از اوایل تشکیل کانون نویسندگان ایران بدان پیوست؛ ولی عمرش دیری نپایید، پس از انقلاب ۱۳۵۷ از راهِ پاکستان به فرانسه گریخت، و سال ۱۳۶۴ در پاریس جان سپرد، و در گورستان پرلاشز، با تشییع جمع بزرگی از ایرانیان پاریس، به خاک سپرده شد.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.
دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (۱ مهر ۱۲۸۷، لاهیجان - ۱۰ تیر ۱۳۷۶، نیس) استاد دانشکدهٔ فنی دانشگاه تهران و رئیس دبیرستان البرز بود. او دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) را بنیان نهاد. او همچنین در دورههایی ریاست دانشگاههای ملی ایران و پهلوی و پلیتکنیک تهران را عهدهدار بود.