🔸رویای حل مسأله!
رمان «رویای فالاچی» به اندازه مسأله هویت، جدی و بنیادین است. هویت، فکر و ذهن بسیاری از پژوهشگران علوم انسانی را در دنیای امروز، به ویژه در قرن بیست و یکم به خودش مشغول داشته است. حتی مسأله آن قدر جدی است که افرادی همواره از لفظ «بحران» برای آن استفاده میکنند و علاوه بر اهمیت داشتن، قائل به فوریت هم هستند. به ویژه در قرن حاضر که یکی از مهمترین ویژگیهای آن، برساختی بودن هویت در جوامع جدید است و مسائل مرتبط با آن، مدام نوبهنو طرح میشوند و گسترش مییابند...
یادداشتی از سید اکبر میرجعفری بر مجموعه شعر"ملاحظات" سروده امید مهدی نژاد
🔸ملاحظات غالباً جدی!
آیا حافظ و سعدی شعر طنز هم سرودهاند؟ اصلاً در شعر حافظ و سعدی طنز وجود دارد یا خیر؟ چرا این شاعران مجموعه مستقل شعر طنز ندارند؟ اصلاً از چه زمانی رایج شد كه شاعران شعرهای طنزشان در دفتر و دیوانی جداگانه تدوین و تألیف كنند؟
خوانندگان حتماً پاسخ خواهند داد: بلی، حافظ و سعدی هم شعر طنز سرودهاند و به گواه مقالاتی كه صاحبنظران در این باب نوشتهاند، باید گفت: در شعر حافظ و سعدی نمونههای فراوانی از طنز دیده میشود.
اما اجازه بدهید به دو پرسش بعدی، بنده جواب بدهم...
زندگی روزمرۀ ما دارد در صابون غرق میشود. آداب و رسوم بهداشتی از ما میخواهند مدام خودمان را بشوییم و از هر چیزی که شاید آلوده باشد بگریزیم. مت ریکتل، گزارشگر برندۀ جایزۀ پولیتزر، در کتاب جدید خود، میپرسد آیا این حد از تمیزی بیش از آنکه نتیجۀ علم باشد، حاصل تبلیغات کمپانیهای شوینده نیست؟ این سؤال وقتی جدیتر میشود که بدانیم در دهههای اخیر آلرژیها و بیماریهای خودایمنی که احتمالاً به تمیزیِ افراطی ربط دارند، سر به فلک کشیدهاند.
کلیپ حملۀ داعش به مجلس، دستبهدست میچرخد. تصویر پیکر بیسر تروریست حرم امام (ره)، بارها به اشتراک گذاشته میشود. صفحات همسران شهدای مدافع حرم که از خاطرات شوهرانشان مینویسند، بارها خوانده میشود. هرازگاهی «حسینی بای» و «مرآتی» و همکارانشان به سوریه میروند و در نفیر گلولهها و توپها، گزارش میگیرند و شبکۀ افق، مستندی از جنگ سوریه پخش میکند. این، همۀ آن چیزی است که از داعش میدانیم. حالا، پای داعش، به رمان ایرانی رسیده است...
کلیپ حملۀ داعش به مجلس، دستبهدست میچرخد. تصویر پیکر بیسر تروریست حرم امام (ره)، بارها به اشتراک گذاشته میشود. صفحات همسران شهدای مدافع حرم که از خاطرات شوهرانشان مینویسند، بارها خوانده میشود. هرازگاهی «حسینی بای» و «مرآتی» و همکارانشان به سوریه میروند و در نفیر گلولهها و توپها، گزارش میگیرند و شبکۀ افق، مستندی از جنگ سوریه پخش میکند. این، همۀ آن چیزی است که از داعش میدانیم. حالا، پای داعش، به رمان ایرانی رسیده است...
کسانی که با تاریخ ادبیات فارسی در ایران آشنا هستند میدانند شعر عرفانی یکی از مهمترین وجوه و موفقترین گونههای ادبی این تاریخ است. نخست باید یادآور شد این گونۀ ادبی بهخودی خود از ممیزهها و مشخصههای شعر فارسی و ادبیات ایرانی است و همتای قدرتمندی در دیگر زبانها و سرزمینها ندارد. دو دیگر آنکه این شعر توانسته فرازمندی، برتری، محبوبیت و مقبولیت بالایی را در بین مخاطبان عمومی و همچنین مخاطبان خاص ادبیات فارسی به دست بیاورد...
چند وقت پیش، سوار قطار بودم و با دانشجویی همکلام شدم که میگفت داستاننویس بوده است. از او پرسیدم چه مینوشته و چه میخوانده، و گفت در حال نوشتن رمانی دربارۀ مسافرت در زمان بوده، و این که داشته خانۀ عیش نوشتۀ ایدیت وارتون را میخوانده، اما بعد از ۵۰ صفحه، کتاب را توی سطل زباله انداخته است. خانۀ عیش، که سال ۱۹۰۵ منتشر شده، تلاشهای یک زن جوان به نام لیلی بارت را برای یافتن شوهری مقبول توصیف میکند. پسر دانشجو برای من توضیح داد که با کتاب پیش میرفته تا وقتی که به توصیفی از یکی از خواستگاران لیلی میرسد، به نام سیمون روزدیْل: «مردی تپل با صورت گلگون از آن یهودیهای مو بور، با ... نگاههای زیرچشمی و ریز که القاکنندۀ این حس بود که آدمها را به چشم خرتوپرت نگاه میکند.» دانشجو گفت در این نقطه بود که نه تنها همدلیاش با لیلی را از دست داد، بلکه کلاً از رمان هم بدش آمد.
اگر دور و برتان بچهای باشد، با این معضل به خوبی آشنایید: پیش شما میآیند و میگویند که حوصلهشان سر رفته و نمیدانند چکار کنند. اگر سرتان خلوت باشد شاید مشغول بازیکردن با آنها شوید و اگر نتوانید با آنها وقت بگذرانید احتمالاً برایشان انیمیشنی میگذارید یا راه دیگری پیدا میکنید تا سرگرم شوند. اما چه بسا راه درستتری هم باشد: ولشان کنید تا کم کم بیاموزند که زندگی چیزی است که در آن اغلب اوقات حوصلۀ آدم سر میرود.
جستوجوهای طولانی برای خرید یک لپتاپ، اما تصمیمی عشقی برای ازدواج؛ بالا و پایینکردن متفکرانۀ هزینههای سفر، اما انتخاب بیپروا و یکشبۀ رشتۀ دانشگاه. یکی از پارادکسهای عجیب زندگی این است که برای تصمیمهای ناچیز بیشازحد حسابوکتاب میکنیم، ولی برای انتخابهای سرنوشتسازِ زندگی نه. دل را میزنیم به دریا و لقمههای بزرگتر از دهانمان برمیداریم، اما برسرِ کوچکترین چیزها دستبهدامن معادلات پیچیده میشویم. هرودت میگفت ایرانیان باستان دو بار عزمشان را جزم میکردند: یک بار در مستی، و بار دیگر بهوقت هوشیاری.
«نقل گیتی» یک رمان با صفحات کم اما با تصاویر و خردهداستانهای زیاد است که در پستوی هرکدام تجربههای شخصی و انسانی خانه کرده است. خوشخوان و پرکشش و البته معناگرا و پر محتوا و عمیق. «سهیل» که در جمع سربازان صدام به عنوان نیروی احتیاط فراخوان شده و در خط مقدم قرار است با ایرانیها بجنگد، با برخی آدمها ارتباط میگیرد و فضا را مهیا میکند تا از جمع نیروهای صدام فرار کند و به ایرانیها بپیوندد.
🔸 زنی که نقش نخست هزار قصه غمگین بود!
در سالهای اخیر، بازار نشر کتابهای شعر و داستان حسابی داغ بوده و هست. بعضی از ناشران بهطور اختصاصی به انتشار مجموعههای شعر پرداختهاند و لقب «ناشر تخصصی کتابهای شعر» را به خود اختصاص دادهاند و برخی مخلوطی از آثار نظم و نثر را به مخاطبان این دو حوزه ارائه کردهاند.
اما تمرکز ناشران بر یک حوزۀ خاص و تشویق شاعران جوان به انتشار مجموعه شعر، هر ساله کتابهای شعر بسیاری را وارد بازار کتاب میکند که برخی به سود شاعر و برخی موجب ضرر او میشوند...
🔸 چند مسالۀ حیاتی برای خوانش «وضعیت بیعاری»
رمان «وضعیت بیعاری» از چند جهت قابل اعتناست؛ اول اینکه زمان و مکان قصه به گونهای است که تمام رمان را زیر باران گلوله و فشنگ قرار داده است. دربارۀ جنگ ایران و عراق کم رمان نوشته نشده، ولی کمتر نویسندگانی موفق شدهاند به جای تمرکز بر تیر و تفنگ، انسان را زیر ذرهبین ببرند. در «وضعیت بیعاری» نبض زندگی بهرغم تهدید همیشگی گوله و تیر میزند. حتی بیش از آن، رگ حیات میجنبد و قلب به تپش میآید.
یادداشتی از #محمدقائم_خانی بر رمان «وضعیت بیعاری»
نوشتۀ #حامد_جلالی
همراه با قرائت بخشی از کتاب.
... شعر عرفانپور را از زوایای مختلف میتوان بررسی کرد اما اگر بخواهم به نخستین مولفه شعر او اشاره کنم باید بگویم که عرفانپور در شعرش برای مخاطب دست به ساختوساز تصویری میزند. یعنی در گام نخست بنای ذهنی مخاطب از یک تصویر را بهم میزند و در گام بعدی دست به ساخت چنان تصویری میزند که مخاطب میتواند تصویر گذشته خود از آن موضوع را دور بریزد و به سراغ تصویر جدیدی برود.
یادداشتی از #شهاب_دارابیان بر مجموعهشعر «تماشایی»
سرودۀ #میلاد_عرفان_پور
همراه با قرائت شعری از کتاب.
💳 برای تهیۀ این کتاب، پیوند زیر را لمس کنید:
https://adabbook.com/تماشایی
🎧ساویتسکی فرمانده لشکر ششم با دیدن من از جا برخاست و من از زیبایی پیکر غول آسای او در شگفت شدم. برخاست و با رنگ سرخابی نیم شلوار سواری و رنگ زرشکی کج کلاه کوچک و نشان های آویخته به سینه اش چون پرچمی که دل آسمان را می درد کلبه را شکافت. بوی عطری همراه با بوی دل انگیز و چسبناک تازگی صابون از تنش بلند شد ....
🗓🖋 در سیزدهم جولای، زادروز #آیزاک_بابل نویسنده روس تبار معاصر، شنونده داستان کوتاه #اولین_غاز_من نوشته او باشید
در سالهای اخیر، بازار نشر کتابهای شعر و داستان حسابی داغ بوده و هست. بعضی از ناشران بهطور اختصاصی به انتشار مجموعههای شعر پرداختهاند و لقب «ناشر تخصصی کتابهای شعر» را به خود اختصاص دادهاند و برخی مخلوطی از آثار نظم و نثر را به مخاطبان این دو حوزه ارائه کردهاند.
اما تمرکز ناشران بر یک حوزۀ خاص و تشویق شاعران جوان به انتشار مجموعه شعر، هر ساله کتابهای شعر بسیاری را وارد بازار کتاب میکند که برخی به سود شاعر و برخی موجب ضرر او میشوند...