أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ آن کسی را که خدا به او پادشاهی ارزانی کرده بود ندیدی که با ابراهیم، درباره پروردگارش محاجه می کرد؟ آنگاه که ابراهیم گفت: پروردگار من زنده می کند و می میراند. او گفت: من نیز زنده می کنم و می میرانم. ابراهیم گفت: خدا خورشید را از مشرق برمی آورد تو آن را از مغرب برآور آن کافر حیران شد زیرا خدا ستمکاران را هدایت نمی کند. 🌹ایا ندیدی این مطلب دیدنی است تصویری سینمایی باید موضوع سینمایی شود همچنین جریان بعدی عزیر و صد سال مردن و جریان ابراهیم ع و چهار پرنده گرفتن و ..واقعا از جهت موضوع تصویر بسیار مهم و مهیج و ناب است تاریخی یست ..ووتصویر نکلریش باعث بیشترین اثر گذاشتن هست اصولا مرگ یقینی یست که شبیه شک شد شبیه ترین به شک است لذا این داستانهای معادی را باید تصویری و سینمایی کرد تا از،قدرت وهم و تخیل و احساسات نیز در این موضوع نهایت استفاده را برد 🌹سه داستان پشت سر هم بسیار جالب که باید بررسی شود وجه اشتراکش چیست داستان ابراهیم ع و نمرود ملک داده شد (اسمش نیامده چون وجهی نداشت ) و داستان عزیر انی یحیی هذه ، وداستان ابراهیم و خذ اربعه من الطیر دوتای اخر وجه معاد و رستاخیزش معلوم است ولی یکی روی خودش پیاده شده و حمارش .حرف از انی زد کجا چنین میکند بووی انکاری درش می اید و این انکار صد سال عقب افتاد ولی این ابتلا و صبر بر ان سبب شد که امتی هدایت شوند و چنانچه گفته شده تورات واقعی را بر انها بر ملا کرد در این صد سال خواب یا مردن او تورات با حمله بخت النصر به اورشلیم از بین رفته بود و او انرا اشکار کرد ولی داستان ابراهیم ع روی چهار پرنده بیرون از خودش انهم با دست خودش پیاده شد چقدر با هم فرق دارد یکی مفعول و یکی خودش فاعل این ماجرا البته با قید اینکه این سیر را اضافه کن با عزت و حکمت الهی و اعلم ان الله عزیز حکیم . هر سه داستان در معاد و رستاخیز مشترک اند بجریان ابراهیم ع و نمرود که مربوط به رب احیاء و امات است و مربوط به معاد ولی بحث خورشید از مشرق و مغرب در امدن چه ربطی با معاد دارد ؟ یک وجهش مربوط به بحثهای اخر الزمان و نزدیک رستاخیز است که خورشید خارجی یا تمثیلی از مغرب در می اید و تناسبش استانه قیامت است و یک وجهش اینست که مشرق را حمل اغاز خلقت و روز طلوع خلق هستی بدانیم و مغرب روز غروب دنیا و به تعبیری روز،طلوع اخرت بدانیم.و الله العالم الهادی . در کتاب اشعیای نبی ۳۸، امده که خداوند متعال برای حزقیل نبی ده درجه افتاب را پایین اورد و ۱۵سال به عمر او افزوده شد ،شاید این خورشید هم تمثیلی از خود اوست ،هر چه باشد مصداق بدا و" یمحو الله ما یشاء و یثبت" است "اینک سایه درجاتی که از آفتاب بر ساعت آفتابی آحاز پایین رفته است ده درجه به عقب برمی‌گردانم. پس آفتاب از درجاتی که بر ساعت آفتابی پایین رفته بود، ده درجه برگشت." این یک وقوع خارجی ،تاریخی دارد و یک وقوع تاویلی تمثیلی اینده برای امت ما أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ وقوع خارجی تاریخی ش که معروف است نمرود با ابراهیم ع در ربوبیت الهی محاجه ... ان روز ابراهیم زمان یعنی دین انروز را نمرود ان زمان یعنی دنیا و اهل دنیای انروز میخواست دور بزندهمانگونه که امروز هم میخواهند دور بزنند ابراهیم امروز،رسول الله است امام و خلیفه او ست ،قران اوست دین اوست و نمرود امروز دنیا غرب و رنساس جدید که سر دین بازی در می اورندسر متدینین میخواهند شیره بزنند با مثل اخلاق ،عرفان های جدید گلیسای شیطان درست کردن ، دین سازی ،مثبت اندیشی افراطی این که با ابراهیم ع محاجه میکند کیست ؟أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ دیروز پادشاه و حکومتهای وقت بودند امروز تمدن و فکر و اندیشه است دانشگاه و حکومت و رسانه ..همه با هم ملک امروز هست. دیروز میگفت هر که قدرت دارد ، خدا ست امروز هم همانان طور دیگری اومانیستی و خدا جدید را ساختند و تراشیدند و تبر ابراهیم میخواهد تا بت خانه را خراب کند و ان ابراهیم امروز دولت قران است و السلام دولت آل قران است . امروز هم این تمدن میگوید می میرانم و زنده میکنم با بهداشت با صعنت طب جدید با دارو با عمل جراحی با ژنتیک و دی ان ای ..با بیمه افزایش طول عمر و امید به زندگی با یک بمب اتمی زدن و شهری را با خاک یکی کردن ..بالاخره بلد است شیطنت نمرودی و دم شیطان ش دم نمرودی بودنش خودش را نشان داد جنگ جهانی اول و دوم . مشرق و مغرب ‌،ظاهری یا تمثیلی یعنی کسی که شرق اخلاق و مسیحیت را اورده جمال را اورده غرب موسوی را در اخر الزمان با رجعت سیدالشهداء ع خواهد اورد دیگر شرق هم به امام غرب نماز میخواهد الان ،المشرق مطلّ على المغرب ولی اخرالزمان مغرب مطل بر مشرق میشود فات بها من المغرب میشود ممکن غرب و دنیای رنسانس بتواند روی دست شرق مسیحی را رایت کند و قانون جذب و اخلاق مدرن بیاورد و دجال یک چشم مثبت اندیشی ولی نمیتواند روی دست غرب جلال موسوی جابلسایی را بزند و حسین دیگری بیاورد قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ مرج البحرین یلتقیان در وقت ظهور مسیح و سید خراسانی حسنی(شرقی) از یک طرف و طرف دیگر مهدی منصور منقم کربلاست (غربی) ولی همه به امامت مهدی مهدی اند عج. قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ممکن است دنیا انجیل بیاورد کلیسای شیطان درست کند ولی نمیتواتد تورات بیاورد چه برسد به قران . چرا ؟ چون اینها کار الله است وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ انها ظالم به صفت الله اند و انها هدایت تکوینی بدو نمیشوند . در کف اقیانوسها ، اثار فسولی هست که نشان میدهد هر،دویست هزار،ساال یکبار میدان مغناطیسی،زمین عوض میشود که یعنی جهت حرکت زمین عوض میشود در اخرالزمان ، خورشید از مغرب طلوع میکند یعنی زمان را تغییر بده ، این دست رب الاارباب است فقط خورشید از مغرب طلوع میکند یعنی وجه جلالی اسلام حسینی ع طلوع میکند قبلش شرقی و حسنی ع بوده اشعیای نبی ع ۴۱ ۲۵کسی را از شمال برانگیختم و او خواهد آمد و کسی را از مشرق آفتاب که اسم مرا خواهد خواند و او بر سروران مثل برگل خواهد آمد و مانند کوزه‌گری که گل را پایمال می‌کند.  که از ابتدا خبر داد تا بدانیم، و از قبل تا بگوییم که او راست است؟ البته خبر دهنده‌ای نیست و اعلام کننده‌ای نی و کسی هم نیست که سخنان شما را بشنود.  🌺تناسب جمله کسی که به او ملک دادیم و مضمون احتجاج که مردن و اماته و طلوع و غروب خورشید است : کسی که ملک بهش داده اند و سلطان باشد و اینهمه برخوردار باشد و کم نداشته باشد بلکه جلوه ربوبی و الوهیت را از نزدیک حس کرده باشد که السلطان ظل الله انوقت بخواهد درباره خداوند درباره رب خودش انکه اینگونه ملک بهش داده و به ربوبیت نزدیک است بخواهد محاجه کند تعجب دارید اینکه بخواهد با مثل ابراهیم که از اتش نجات یافته محاجه کند تعجب دارد ضمیر ربه را در اینجا به الذی حاج بر گردادنیم نه ابراهیم أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ بهترین چیزی که ربوبیت الهی را به رخ میکشد احیاء و اماته است برای مثل سلطان این مثال نمود خوبی دارد گاه هم عجز خودشان را در مثل احیاء و اماته می بینند در طلوع و غروب زمانها میبینند در نقطه ی ضعف انها وارد شد و اینگونه انها را اربیت میکند چون حکومت و حکومتی ها هم از ایندو عاجز است لذا در این وارد شد برای ستاره پرست در ستاره ش وارد شد" قال هذا ربی "با خورشید پرست در خورشید داخل شد که" قال هذا ربی هذا اکبر" ..تا انها را به قله قاف" انی لا احب الافلین" "وجهت وجهی للذی" ...برد منظور برای هر کسی به تناسب زندگی و مشرب خودش توحید و کلاس باید داشت .

احتجاج اول ابراهیم خلیل حرفشان تمام بود ولی او عوام فریبی کرد و زندانی محکوم به مرگ را ازاد کرد و یکی را ازاد کرد و گفت من هم چنین میکنم

پاسخ حلی برهی شبه او : وقتی او در سخت افزاری عوام فریبی کرد استدلال سخت افزاری کرد که او مبهوت شد خورشید به این بزرگی را رب من است که از مشرق طلوع دهد تو از مغرب براورش و او مبهوت شد او عوام فریبی کرد بحث را عوامیکرد ابراهیم ع نیز همان متد جواب داد ولی میشود طور دیگری هم به این دو عنوان نگاه کرد که گذشت

این فرد محاجه کننده ان کسی از فراعنه که با ابراهیم محاجه کرد نقل شده همان کسی است که یوسف در مصر باهاش روبروی شد400سال عمر کرد و باز هموست که در جب جهنم که 6نفراز اولین و شش نفر از اخرین در انند در ان معذب اند و همه اتش جهنم از انجاست قرار دارد

چرا چون کافر است فبهت الذی کفر وصف مشعر به علیت است کافر لایفلخ حیث اتی که فرمود نظیر ساحر که درباره ش فرمود باز ادامه داد خداود قوم ظالم را هدایت نمیکند این اگر ظالم نبود میتوانست هدایت شود به توحید یا در این محاجه ؟در هر صورت اصل اینکه خورشید روزی از مغرب براید شدنی یست چنانچه ابراهیم از او خواست و چنانچه در احادیث اخر الزمان هست خورشید از مغرب طلوع میکند