در جهانی که زخم‌های طبیعت هر روز آشکارتر می‌شود، شعر نه‌تنها تماشاگری منفعل نیست، بلکه گاه به میدان مبارزه می‌آید تا از حقوق پایمال‌شده‌ی زمین دفاع کند. صفا صفایی در شعرش با نگاهی دردمندانه و بدیع، فراتر از ستایش رمانتیک، رودهای خشکیده و درختان بریده‌شده را به سوژه‌هایی رنج‌کشیده بدل می‌کند که فریاد مظلومیت‌شان، بازتاب خشونت‌های سیستماتیک علیه زیست‌بوم است. در این جستار جهان‌بینی اکولوژیک و رادیکال صفایی را کاوش می‌‌کنیم و نشان می‌دهیم که چگونه شعر او به بیانیه‌ای انقلابی برای بقای طبیعت تبدیل می‌شود.