پرونده قتل حمیدرضا رجب‌زاده، مداح جوان تهرانی، در نگاه نخست یک جنایت معمولی به نظر می‌رسد، اما ابعاد پیچیده آن، از ربایش و ارسال فیلم جنایت برای خانواده تا اعترافات متهمان درباره انگیزه‌های مالی و تحریک خارجی، همگی در بستری از قطبی‌سازی سیاسی و سابقه خشونت دولتی رخ داده‌اند. این پرونده پرسش‌های بنیادینی درباره ماهیت خشونت، بازتولید آن در شرایط سرکوب ساختاری و مرزهای باریک میان انتقام و رهایی برمی‌انگیزد. پروفسور شهرام خسروی، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با زمانه این پرونده را نقطه‌ای برای تأمل در نظریه «بومرنگ» خشونت، تفاوت خشونت نمادین و عریان، و ضرورت گسست از چرخه‌ای می‌داند که در آن میل به آزادی، ناخواسته به میل به انتقام بدل می‌شود.