شعرِ «بگیر نگیر» علیرضا بهنام، عضو کانون نویسندگان ایران، فراتر از یک مرثیه ساده برای قربانیان اعتراضات عمل می‌کند و با زبانی کنایه‌آمیز و تلخ، مستقیماً خطاب به بازیگران سیاسیِ خارج از میدان، به‌ویژه رضا پهلوی به عنوان بخشی از اپوزیسیون موضع می‌گیرد. شعر، تردید مرگبارِ این چهره را در برخورد با اعتراضات افشا می‌کند: از یک سو انکار ضرورت مداخله خارجی و از سوی دیگر التماس به قدرت بیگانه برای حمله، که در نهایت به «پیروزی»ای پوچ بر «جمعیتی که دیگر نیست» و میدانی شسته‌شده از خون می‌انجامد. در این خوانش، شعر هشداری است علیه رهبرانی که شجاعتشان محدود به فراخوان از پشت دوربین‌هاست و استراتژی‌شان نه همراهی با مردم، بلکه انتظار کشیدن برای نجات از بیرون است.