«هفت بيپ شنيدهام. يا زهرا پنج بار. دو بار چراغ قرمز. رمز عمليات است. نميدانم کي و کجا و براي چه بايد بروم اما ميدانم که بايد چار دانگ حواسم را بيندازم گِل انگشت. دو دانگش هم بماند سهم گوشها که تا فرمان بيايد نخ انگشت را بکشد هرجا که ميخواهد. يک ماه است که دوره ميگذارند اما شيرفهممان نميکنند. فقط ميگويند آماده باش است. دست و پايم بايد آماده باشد. بترکاند، فشار دهد، بسوزاند، نشانه بگيرد، تيررس را در هوا بزند.»