۱۹ بهمن ۱۳۴۹، یادآور اولین مبارزه مسلحانه چریکی در تاریخ نوین ایران و برعلیه حکومت شاه بود. ۱۷ سال از برکناری مصدق گذشته بود، تعداد زیادی از مخالفین اعدام و یا زندانی شده بودند. رهبران حزب توده که بزرگترین حزب سیاسی چپ بود، تحت پیگرد بوده و کشور را ترک کرده بودند. شاه سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) را پی ریزی کرد که هرحرکت سیاسی و هرگونه صدای اعتراض یا مخالفتی را به شدت سرکوب می کرد، حتی خواندن برخی کتاب ها جرم محسوب می شد. چه بسیار دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویانی که به جرم تشکیل گروه های کتاب خوانی به زندان افتاده بودند. شدت یافتن جو اختناق و دیکتاتوری، سرخوردگی از مبارزات سیاسی و محافظه کارانه گذشته، تاثیر پیروزی جنبش های رهایی بخش در کوبا و الجزایر و تشدید جنگ ویتنام، زمینه هایی شدند که بخشی از نیروهای جوان، مبارزه چریکی و مسلحانه را تنها راه رهایی از این وضعیت بدانند. سازمان چریک های فدایی خلق ایران با آرمان های رهایی بخش خلقی، با حمله به پاسگاه سیاهکل، در دل جنگل های شمال کشور مبارزه مسلحانه خود را شروع کردند که منجر به دستگیری و کشته شدن بسیاری از آنها چه در حین عملیات و چه در زندان شد. جنبش چریکی موفق نشد به آرمان های رهایی بخشی که درنظر داشت برسد و دراین راه بسیاری از نیروهایش کشته و یا به زندان افتادند، ولی خاطره و اثر آن بر بخشی بزرگ از جوانان نسل انقلاب انکارناپذیر است. ناصرمهاجر، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در پاریس و تورج اتابکی، پژوهشگر مدیر بخش خاورمیانه و آسیای مرکزی را در پژوهشکده بین‌المللی تاریخ اجتماعی در آمستردام، اخیرا کتابی در دو دفتر به نام «راهی دیگر»، روایت هایی در بود و باش چریک های فدایی خلق ایران تهیه و انتشار داده اند تا آنطور که در پیشگفتار کتاب نوشته اند نیاز به پژوهشی جامع، همه سویه و سنجش گرایانه درباره ی سازمان چریک های فدایی خلق را، پاسخ گویند.

به همین دلیل با این دو پژوهشگر گفت و گوئی انجام داده ام که می شنوید: